دو زایچه در کنار هم، و هوایی که میانشان است

صورت فلکی سرطان

سازگاری متولدین تیر و مرداد (برج سرطان و اسد)

نمره سازگاری

۶۰%

ماه و خورشید در دو خانه‌ی همسایه؛ سرطان نگه می‌دارد و اسد می‌درخشد، و هر کدام باید زبان نور دیگری را بیاموزد.

سرطان · عنصرآب
سرطان · کیفیتپیشرو
سرطان · سیارهٔ فرمانرواماه
اسد · عنصرآتش
اسد · کیفیتثابت
اسد · سیارهٔ فرمانرواخورشید

چه چیزی آن دو را به هم می‌کشاند

ماه سرطان و خورشید اسد، شب و روز یک آسمان‌اند، و همسایگی این دو همین است: نزدیک، اما از دو جنس. سرطان در اسد گرمایی می‌بیند که لاکش را روشن می‌کند و اسد در سرطان خانه‌ای که به آن برگردد و در آن ستایش شود. آب پیشرو و آتش ثابت هیچ زمینه‌ی مشترکی از پیش ندارند؛ با این همه، مراقبت یکی و شکوه دیگری خیلی زود دست هم را می‌گیرند.

آنچه روان است

وفاداری هر دو مطلق است و هر دو خانواده را جدی می‌گیرند. سرطان اسد را می‌ستاید، صادقانه، و اسد سرطان را محافظت می‌کند، سخاوتمندانه. اسد به سرطان جرئت بیرون آمدن می‌دهد و سرطان به اسد، جایی که نقاب را بردارد. هر دو بخشنده‌اند و هر دو برای کسانی که دوست دارند، همه چیز می‌کنند.

کجا به هم می‌سایند

اسد صحنه می‌خواهد و سرطان خلوت؛ اسد بلند حرف می‌زند و سرطان از صدای بلند زخم می‌خورد. سرطان با سکوت می‌رنجد و اسد سکوت را بی‌اعتنایی می‌خواند و بلندتر می‌شود. غرور اسد و حساسیت سرطان هر دو زود جریحه‌دار می‌شوند. هر رنجشی که گفته شود، این گره را شل‌تر می‌کند: اسد آرام‌تر می‌شود و سرطان، به جای فرو خوردن، به زبان می‌آورد.

در عشق

گرمای اسد و نرمی سرطان، در آغاز، یکدیگر را مست می‌کنند. اسد هدیه می‌آورد و سرطان سفره می‌چیند؛ یکی با شکوه دوست می‌دارد و دیگری با مراقبت. اسد تحسین می‌خواهد و سرطان امنیت، و این عشق تا وقتی هر دو خواسته برآورده شود، می‌ماند: اسد باید بشنود که برای سرطان یگانه است و سرطان باید بداند که اسد از او دور نمی‌شود، هرچه نورش بلند باشد.

هر یک چه باید بدهد

اسد باید صدا را پایین بیاورد وقتی سرطان ساکت می‌شود و بپرسد، نه فرمان بدهد. سرطان باید اسد را بلند و در جمع بستاید و رنجشش را همان روز بگوید. روز از آن اسد است و شب از آن سرطان؛ هر دو باید نوبت دیگری را محترم بدارند.

مرد تیر و زن مرداد (سرطان و اسد)

مرد تیرماهی در زن مردادی گرمایی می‌بیند که لاکش را روشن می‌کند، و زن اسد در او خانه‌ای که بتواند به آن برگردد و در آن ستوده شود. کشش میانشان از همین دو نیاز آغاز می‌شود. او این زن را صادقانه تحسین می‌کند، نه برای خوشایندش، و جایی به او می‌دهد که نقاب درخشش را بردارد و فقط خودش باشد. زن اسد با سخاوت از او پشتیبانی می‌کند و به او جرئت می‌دهد از خلوتش بیرون بیاید. هر دو وفادارند و خانواده را جدی می‌گیرند. اصطکاک از صحنه و خلوت می‌آید. زن مردادی جمع و نور می‌خواهد و مرد تیرماهی شب آرام خانه را. وقتی او رنجیده و ساکت است، زن این سکوت را بی‌اعتنایی می‌خواند و صدایش بالا می‌رود، و صدای بلند دل حساس او را بیشتر می‌خراشد. غرور زن و نازک‌دلی مرد هر دو زود زخم برمی‌دارند. ماه و خورشید، شب و روز یک آسمان، در این پیوند همسایه‌اند. عشقشان می‌ماند وقتی زن اسد هر بار که او ساکت شد صدایش را پایین بیاورد و بپرسد، و مرد سرطان ستایشش را در جمع بلند بگوید و دلخوری‌اش را همان روز به زبان بیاورد.

مرد مرداد و زن تیر (اسد و سرطان)

مرد مردادی عشق را با شکوه اعلام می‌کند: هدیه می‌آورد، در جمع کنار زن می‌ایستد و از او پشتیبانی می‌کند. زن تیرماهی با سفره‌ای گرم و مراقبتی بی‌صدا پاسخ می‌دهد، و مرد اسد در این خانه چیزی پیدا می‌کند که بیرون، در میان همه‌ی تحسین‌ها، کمتر یافته بود: امنیت. او به زن اعتمادبه‌نفس و حمایتی سخاوتمندانه می‌دهد؛ زن به او ستایشی صادقانه و پناهی که در آن نقاب لازم نیست. اصطکاک وقتی پیدا می‌شود که مرد مردادی بلند حرف می‌زند و فرمان می‌دهد و زن تیرماهی در خودش فرو می‌رود. او سکوت زن را بی‌مهری می‌خواند و زن صدای بلند او را بی‌توجهی. مرد زندگی بیرونی پرنوری دارد و زن گاهی از دوری او بیمناک می‌شود. خورشید به این مرد شکوه داده و ماه به این زن ژرفای دل. پیوندشان پایدار است وقتی مرد اسد هر بار که زن ساکت شد، به جای فرمان، با نرمی بپرسد چه شده و اطمینان بدهد که هرچه نورش بلند باشد، از او دور نمی‌شود، و زن سرطان او را بلند و در جمع بستاید.

از این جفت

سرطان با همهٔ برج‌ها

اسد با همهٔ برج‌ها