دو زایچه در کنار هم، و هوایی که میانشان است

صورت فلکی اسد

سازگاری متولدین مرداد و اسفند (برج اسد و حوت)

نمره سازگاری

۴۸%

اسد می‌درخشد و حوت خواب می‌بیند؛ دو جهان بی‌ربط که یکی صحنه را می‌خواهد و دیگری دریا را، و هر دو بخشنده‌اند.

اسد · عنصرآتش
اسد · کیفیتثابت
اسد · سیارهٔ فرمانرواخورشید
حوت · عنصرآب
حوت · کیفیتمتغیر
حوت · سیارهٔ فرمانروامشتری

چه چیزی آن دو را به هم می‌کشاند

خورشید اسد آشکار و گرم است و مشتری حوت پنهان و بی‌کرانه؛ این دو شیوه از پیش هیچ واژه‌ی مشترکی ندارند. اما هر دو سخاوتمندند و هر دو با قلب زندگی می‌کنند. اسد در حوت لطافتی می‌بیند که غرورش را نرم می‌کند و حوت در اسد نوری که از ابهام بیرونش می‌آورد. آتش ثابت و آب متغیر یکدیگر را از نو می‌آموزند. یکی صحنه می‌سازد و دیگری شعرش را می‌سراید، و از این هم‌نشینی نمایشی زاده می‌شود که هر دو را شگفت‌زده می‌کند.

آنچه روان است

هر دو دست‌ودل‌بازند. اسد از حوت محافظت می‌کند و حوت اسد را می‌ستاید، صادقانه و بی‌حساب. هنر و خیال، زمین مشترک آن‌هاست؛ اسد اجرا می‌کند و حوت الهام می‌دهد. حوت به اسد نشان می‌دهد که سکوت هم زیباست و اسد به حوت جرئت می‌دهد که رؤیایش را بلند بگوید.

کجا به هم می‌سایند

اسد بلند حرف می‌زند و حوت از صدای بلند می‌رنجد؛ حوت ساکت می‌شود و اسد سکوت را بی‌اعتنایی می‌خواند. اسد تصمیم می‌خواهد و حوت می‌گریزد. غرور اسد و حساسیت حوت هر دو زود زخم می‌خورند. حوت می‌بخشد و اسد غرور را فراموش نمی‌کند. چاره‌اش دو حرکت کوچک است: اسد نرم‌تر شود و حوت بایستد و حرفش را بزند.

در عشق

نرمی حوت و گرمای اسد در آغاز یکدیگر را مست می‌کنند. حوت بی‌شرط دل می‌بندد و اسد با شکوه و وفاداری و حضور. مراقبت، نگهبان این عشق است: اسد باید صدایش را پایین بیاورد و حوت باید جرئت کند بگوید چه می‌خواهد. وقتی اسد از صحنه پایین می‌آید و کنار دریای حوت می‌نشیند، این عشق زیباترین شکلش را پیدا می‌کند.

هر یک چه باید بدهد

اسد باید نرم‌تر حرف بزند و سکوت حوت را بی‌اعتنایی نخواند، بلکه بپرسد. حوت باید از گریز دست بردارد و رنجشش را به کلمه بیاورد، چون اسد اشاره را نمی‌خواند. هر دو باید شب‌هایی بی‌تماشاگر داشته باشند، تا اسد آرام بگیرد و حوت بی‌ترس سخن بگوید.

مرد مرداد و زن اسفند (اسد و حوت)

مرد مردادماه صحنه را می‌خواهد و زن اسفندماه دریا را. او گرم و آشکار دوست می‌دارد، با حمایتی که همه می‌بینند؛ زن بی‌شرط دل می‌بندد و عشقش را در نرمی و خیال و نگاهی که می‌فهمد نشان می‌دهد. مرد در او لطافتی می‌یابد که تیزی غرورش را می‌گیرد و زن در او نوری که مه را از اطرافش کنار می‌زند. خورشید اسد و مشتری حوت، آتش ثابت و آب متغیر، واژه‌ی مشترکی از پیش ندارند، ولی دست و دل هر دو باز است و هر دو از قلب زندگی می‌کنند. هنر و خیال زمین مشترکشان است: مرد اجرا می‌کند و زن الهام می‌دهد. سایش از صدا آغاز می‌شود. مرد اسد بلند حرف می‌زند و زن حوت از صدای بلند می‌رنجد و ساکت می‌شود؛ او این سکوت را بی‌اعتنایی می‌خواند. وقتی مرد تصمیم روشن می‌خواهد، زن به درون خود می‌گریزد. پیوندشان وقتی پایدار است که مرد نرم‌تر حرف بزند و به جای قضاوت بپرسد، و زن رنجشش را روشن بگوید، چون مرد اسد زبان اشاره را نمی‌فهمد. شب‌هایی بی‌تماشاگر، کنار هم، این عشق را به زیباترین شکلش می‌رسانند.

مرد اسفند و زن مرداد (حوت و اسد)

مرد اسفندماه عاشقی خیال‌پرداز است؛ شعر می‌خواند، دل می‌بندد و بی‌حساب می‌بخشد. زن مردادماه با شکوه و وفاداری وارد زندگی او می‌شود و جرئتی با خود می‌آورد که رؤیاهای او را به صحنه می‌کشاند. زن در این مرد ستایشی صادقانه می‌یابد، بی‌حساب و بی‌طمع، و مرد در او گرمایی که پراکندگی‌اش را جمع می‌کند. مشتری و خورشید، آب متغیر و آتش ثابت؛ هر دو دست‌ودل‌بازند و هم‌نشینی‌شان چیزی می‌سازد که خودشان را هم غافلگیر می‌کند. زن اسد از او محافظت می‌کند و مرد حوت زیبایی سکوت را به او نشان می‌دهد. اصطکاک وقتی است که زن پاسخ روشن می‌خواهد و مرد حوت در ابهام می‌ماند یا می‌گریزد. صراحت زن گاهی حساسیت او را زخمی می‌کند و سکوت مرد برای غرور زن بی‌اعتنایی است. مرد حوت زود می‌بخشد و زن اسد دیر فراموش می‌کند. این عشق وقتی می‌ماند که مرد بایستد و حرفش را روشن بزند و زن صدایش را پایین بیاورد و سکوت او را بپرسد، نه قضاوت کند. کنار دریای او، شکوه زن آرام می‌گیرد.

از این جفت

اسد با همهٔ برج‌ها

حوت با همهٔ برج‌ها