اسد و عقرب، دو ثابت که هیچکدام عقب نمیکشد؛ یکی در نور حکومت میکند و دیگری در سایه، و هر دو تمام میخواهند.
اسد · عنصرآتش
اسد · کیفیتثابت
اسد · سیارهٔ فرمانرواخورشید
عقرب · عنصرآب
عقرب · کیفیتثابت
عقرب · سیارهٔ فرمانروابهرام
چه چیزی آن دو را به هم میکشاند
خورشید اسد آشکار میدرخشد و بهرام عقرب در عمق میجوشد؛ این دو از همان آغاز قدرت یکدیگر را میشناسند. اسد در عقرب شدتی میبیند که از او نمیترسد و عقرب در اسد نوری که تاریکیاش را روشن میکند. آتش ثابت و آب ثابت هر دو وفادارند تا آخر، هر دو مغرور، هر دو تمامخواه. اگر این مربع به جای رقابت به همپیمانی برسد، هیچکس از بیرون نمیتواند آن را بشکند.
آنچه روان است
وفاداریشان مطلق است. هیچکدام نیمهکاره عشق نمیورزد و هیچکدام از شدت دیگری نمیترسد. اسد به عقرب شادی میدهد و عقرب به اسد عمق. هر دو در لحظهی خطر، تمامقد میایستند و هر دو برای کسانی که دوست دارند، هر کاری میکنند. قدرت مشترکشان کمنظیر است.
کجا به هم میسایند
اسد میخواهد دیده شود و عقرب میخواهد بداند؛ اسد نمایش میدهد و عقرب نمایش را بیاعتماد نگاه میکند. حسادت عقرب با نیاز اسد به تحسین دیگران رودررو میشود. وقتی دعوا میشود، اسد غرش میکند و عقرب نیش میزند، و هیچکدام کوتاه نمیآید. اسد در این نبرد عمق را میآموزد و عقرب اعتماد به نور را؛ هیچکدام بیزخم نمیآموزد.
در عشق
شدت، اولین کلمهی این عشق است. عقرب با تمام وجود و با تملکی که همه را میترساند عشق میورزد و اسد با شکوه و وفاداری و حضور. پیوندشان با احترام به قدرت یکدیگر میپاید: اسد باید عقرب را در خلوت ببیند و عقرب باید اسد را در جمع بستاید. این عشق یا تمام است یا نیست.
هر یک چه باید بدهد
عقرب باید حسادت را به گفتوگو بدل کند و نیاز اسد به تحسین را خیانت نخواند. اسد باید گاهی از صحنه پایین بیاید و در سکوت عقرب بنشیند، بینمایش. هر دو باید بپذیرند که قدرت، وقتی تقسیم شود، دو برابر میشود.
مرد مرداد و زن آبان (اسد و عقرب)
مرد مردادماه در نور زندگی میکند و زن آبانماه در عمق. او عشقش را آشکار میکند، با حضور و شکوه و حمایتی که همه میبینند؛ زن عشقش را با تمام وجود و بیصدا میورزد و چیزی کمتر از تمام نمیپذیرد. شدت زن، که از نور او نمیترسد، مرد را جذب میکند و گرمای مرد، که تاریکی زن را روشن میکند، او را. خورشید اسد و بهرام عقرب دو ثابتاند، آتش و آب، هر دو مغرور و تا آخر وفادار. این مربع یا به رقابت میرسد یا به همپیمانیای که از بیرون نمیشکند. سایش از نگاه دیگران آغاز میشود: مرد اسد تحسین جمع را دوست دارد و زن عقرب آن را با حسادتی خاموش تماشا میکند. در دعوا صدای او بلند میشود و کلام زن تیز، و عقبنشینی در قاموس هیچکدام نیست. زن باید حسادتش را با کلمه بگوید، نه با نیش، و نیاز او به تحسین را خیانت نخواند. مرد باید گاهی چراغ صحنه را خاموش کند و بینمایش کنار سکوت او بنشیند. قدرتی که این دو قسمت کنند، کم نمیشود، بزرگتر میشود.
مرد آبان و زن مرداد (عقرب و اسد)
مرد آبانماه آرام نگاه میکند و عمیق میخواهد؛ پیش از آنکه دل بدهد، میخواهد بداند. زن مردادماه با گرما و شکوه وارد میشود، سخاوتمند و روشن، و دوست دارد عشقش دیده شود. مرد در او نوری مییابد که پنهانکاریاش را بیمعنا میکند و زن در او شدتی که از درخشش او عقب نمیکشد. بهرام و خورشید در این پیوند هیچ چیز را نصفه نمیخواهند؛ زن اسد به خانه شادی میآورد و مرد عقرب عمق. در لحظهی خطر، هر دو تمامقد کنار هم میایستند. اصطکاک آنجاست که زن تحسین دیگران را میطلبد و مرد عقرب در هر نگاه بیگانهای تهدیدی میبیند و تملکش بیدار میشود. او نمایش را بیاعتماد نگاه میکند و زن این بیاعتمادی را توهین میشنود. پیوندشان وقتی پایدار است که مرد حسادتش را بگوید و نگذارد در پنهان به نیش بدل شود، و زن او را در جمع بستاید تا بداند برگزیده است. زن نیز باید گاهی در خلوت او بنشیند و بینمایش گوش بدهد. عشقی که این دو میورزند یا همه چیز است یا هیچ.