اسد و میزان، آتشی که با باد زیبایی میرقصد؛ یکی میدرخشد و دیگری زیبایش میکند، و همه نگاهشان میکنند.
اسد · عنصرآتش
اسد · کیفیتثابت
اسد · سیارهٔ فرمانرواخورشید
میزان · عنصرباد
میزان · کیفیتپیشرو
میزان · سیارهٔ فرمانروازهره
چه چیزی آن دو را به هم میکشاند
خورشید اسد و زهرهی میزان، نور و زیبایی، از نخستین دیدار یکدیگر را میشناسند. اسد در میزان ظرافتی میبیند که شکوهش را کامل میکند و میزان در اسد گرمایی که تردیدهایش را میسوزاند. آتش ثابت به باد پیشرو ثبات میدهد و باد پیشرو به آتش، لطافت و هوای تازه. جفتیاند که هم در جمع میدرخشند و هم در خلوت گرماند؛ یکی بزرگ عشق میورزد و دیگری زیبا.
آنچه روان است
مهمانی، هنر، زیبایی، عشق به زندگی خوب؛ این دو در هیچکدام از اینها به مترجم نیاز ندارند. میزان اسد را میستاید، با ظرافت، و اسد میزان را حمایت میکند، با سخاوت. هر دو با ادباند، هر دو دوستداشتنی و هر دو از زشتی گریزان. میزان به اسد نشان میدهد که دیگران را هم ببیند و اسد به میزان جرئت تصمیم میدهد.
کجا به هم میسایند
اسد فرمان میدهد و میزان میسنجد؛ اسد این سنجش را تردید میخواند و میزان فرمان اسد را خودخواهی. میزان همه را راضی میخواهد و اسد خودش را اول. میزان از دعوا میگریزد و اسد دعوا را پرصدا میخواهد. وقتی میزان با دیگران گرم میگیرد، غرور اسد زخم میخورد. آشتیشان وقتی پایدار میشود که اسد سهم دیگران را ببیند و میزان پای یک انتخاب بایستد.
در عشق
زیبایی و شکوه، این دو را عاشق میکند. هدیههای اسد بزرگ است و توجه میزان ظریف، و هر کدام زبان عشق دیگری را تحسین میکند. احترام متقابل این عشق را برپا نگه میدارد: اسد باید میزان را در جمع بالا ببرد و میزان باید اسد را در خلوت بستاید. این عشق هم جشن است و هم خانه.
هر یک چه باید بدهد
اسد باید بپذیرد که میزان با سنجش تصمیم میگیرد و این، بیوفایی نیست. میزان باید وقتی پای اسد در میان است، طرف او بایستد و تردید را کنار بگذارد. هر دو باید دعوا را با همان زیبایی که عاشقی میکنند، تمام کنند.
مرد مرداد و زن مهر (اسد و میزان)
مرد مردادماه با شکوه دوست میدارد و زن مهرماه با ظرافت. او هدیههای بزرگ میآورد و زن با توجهی ظریف پاسخ میدهد؛ جملهای بهجا، نگاهی که درست در لحظهی لازم میرسد. زن در این مرد گرمایی مییابد که تردیدهایش را میسوزاند و مرد در او زیباییای که شکوهش را کامل میکند. خورشید و زهره در این پیوند دست هم را گرفتهاند؛ آتش ثابت به باد پیشرو جایی برای ایستادن میدهد و باد پیشرو آتش را با نسیمی تازه زنده نگه میدارد. اصطکاک از سرعت تصمیم برمیخیزد. مرد اسد فرمان میدهد و زن میزان میسنجد؛ او این درنگ را دودلی میشمارد و زن فرمان او را خودخواهی. وقتی زن با دیگران گرم میگیرد، غرور مرد زخم میخورد، و وقتی مرد دعوا را بلند میخواهد، زن عقب میکشد. پیوندشان وقتی پایدار است که مرد بپذیرد سنجیدن زن بیوفایی نیست و زن هر جا پای او در میان است، طرفش بایستد. مرد باید جلوی دیگران به او افتخار کند و زن در خلوت ستایشش را دریغ نکند؛ آن وقت این عشق هم مهمانی است و هم پناه.
مرد مهر و زن مرداد (میزان و اسد)
مرد مهرماه عاشقی خوشسلیقه است، با ادب، با گوشی شنوا و چشمی که زیبایی را از دور میبیند. زن مردادماه با سخاوت و گرما وارد میشود و هر جا برود، نور با او میآید. مرد در او جرئتی مییابد که تصمیمهای معلقش را به سرانجام میرساند و زن در او ستایشی میشنود که ظریف است و از ته دل. زهره و خورشید در مهمانی و هنر و لذت زندگی، بیواسطه زبان هم را میفهمند. مرد میزان به زن اسد یاد میدهد دیگران را هم ببیند و زن به او جرئت انتخاب میدهد. سایش وقتی پیدا میشود که مرد برای راضی نگه داشتن همه از موضع روشن دوری میکند و زن اسد آن را بیطرفی سرد میخواند. او دعوا را رودررو میخواهد و مرد از آن میگریزد. وقتی مرد با جمع گرم میگیرد، زن احساس میکند در مرکز نیست. این پیوند وقتی محکم است که مرد در لحظهی لازم بیتردید طرف او بایستد و زن بپذیرد که سنجش او شکلی از احترام است. دعوایشان هم باید با همان ظرافتی پایان بگیرد که عشقشان آغاز شد.