ثور و سرطان، خاک و آب یک باغچه؛ یکی خانه را میسازد و دیگری آن را گرم میکند، و هر دو همانجا میمانند.
ثور · عنصرخاک
ثور · کیفیتثابت
ثور · سیارهٔ فرمانروازهره
سرطان · عنصرآب
سرطان · کیفیتپیشرو
سرطان · سیارهٔ فرمانرواماه
چه چیزی آن دو را به هم میکشاند
زهره و ماه، لذت و مراقبت، در این پیوند دست یکدیگر را گرفتهاند. ثور امنیت را در چیزهای ملموس میجوید و سرطان در عاطفه، و هر دو به یک مقصد میرسند: خانه. خاک ثابت زمینی میدهد که آب پیشرو در آن جریان پیدا کند، بیترس از اینکه هدر شود. هر کدام در دیگری آرامشی مییابد که دنیای پرشتاب بیرون از او دریغ کرده است. خانهشان سفرهای است که همیشه پهن است.
آنچه روان است
هر دو اهل مراقبتاند. سرطان حال ثور را میفهمد پیش از اینکه ثور بگوید، و ثور بیهیچ حرفی حضور دارد وقتی سرطان به حضور نیاز دارد. آشپزی، خانه، خاطره، خانواده؛ اینها را هر دو با یک لهجه میگویند. وفاداری ثور به سرطان اطمینان میدهد و لطافت سرطان، سختی ثور را نرم میکند.
کجا به هم میسایند
ثور وقتی رنجیده، سنگ میشود و سرطان وقتی رنجیده، موج. ثور حوصلهی نوسانهای سرطان را ندارد و سرطان، سکوت یکدست ثور را بیتفاوتی میخواند. هر دو کینه را نگه میدارند، یکی در لاک و دیگری در زمین. خطر دیگر این است که هر دو چنان به خانه بچسبند که دنیا بیرون بماند. راه آشتی از همینجا میگذرد: ثور با احساس کنار میآید و سرطان با ثبات.
در عشق
لطافت اینجا از همان شب اول پیداست. سرطان هر چیز کوچکی را به یاد میسپارد و ثور با حضور و لمس پاسخ میدهد. در درازمدت، گرمای این دو در آیینهای کوچک است: شام یکشنبه، گلدان پنجره، دستی که در خواب هم پیدا میشود. آرامش این عشق، ضعفش نیست؛ قوتش است.
هر یک چه باید بدهد
ثور باید وقتی سرطان ساکت میشود بپرسد چه شده، نه اینکه منتظر بماند تا خودش بگذرد. سرطان باید بپذیرد که ثور با عمل حرف میزند و از او انتظار کلمات پرشور نداشته باشد. هر دو باید گاهی در خانه را باز بگذارند و بیرون بروند.
مرد اردیبهشت و زن تیر (ثور و سرطان)
مرد اردیبهشتی خانه را میسازد و زن تیرماهی آن را گرم میکند، و هر دو از همان شب اول میدانند که آمدهاند تا بمانند. او با حضور و لمس عشق میورزد؛ بیآنکه حرف بزند، وقتی زن به او نیاز دارد، آنجاست. زن سرطان حال او را پیش از آنکه بگوید میفهمد و هر چیز کوچکی را که او دوست دارد، به خاطر میسپارد. مرد به او امنیتی ملموس میدهد و زن به او لطافتی که سختیاش را نرم میکند. گره وقتی پیدا میشود که هر دو رنجیدهاند. مرد ثور سنگ میشود و زن سرطان موج؛ او حوصلهی نوسانهای زن را ندارد و زن سکوت یکدست او را بیتفاوتی میخواند. هر دو دلخوری را نگه میدارند، او در سکوتی سنگین و زن در صدف خودش. زهره و ماه، لذت و مراقبت، این پیوند را به هم دوختهاند. عشقشان پایدار است وقتی مرد اردیبهشتی هر بار که او ساکت شد بپرسد چه شده، و زن تیرماهی از او کلمات پرشور نخواهد و زبان عملش را بخواند. گاهی هم باید در خانه را باز بگذارند و با هم بیرون بروند.
مرد تیر و زن اردیبهشت (سرطان و ثور)
مرد تیرماهی با مراقبت دل میبرد: یادش میماند زن چه چیزی را دوست دارد، حالش را از لحن صدایش میفهمد و خانه را جایی میکند که آدم بخواهد به آن برگردد. زن اردیبهشتی در این توجه آرامشی پیدا میکند که به آن اعتماد دارد، و مرد در ثبات او ساحلی که موجهایش را در خود میگیرد. زن ثور به او زمین میدهد، وفاداریای که با هر حال بد عوض نمیشود، و لذت سادهی بودن؛ مرد سرطان به او عاطفهای میدهد که سختترین روزها را نرم میکند. اصطکاک از دو شیوهی رنجیدن میآید. وقتی مرد تیرماهی دلگیر است، در لاک فرو میرود و انتظار دارد زن بفهمد، و زن اردیبهشتی که اهل حدس زدن نیست، ساکت میماند. هر دو دلخوری را نگه میدارند و سکوت دو طرف به دیوار بدل میشود. ماه به این مرد دلی حساس داده و زهره به این زن آرامش. پیوندشان وقتی محکم است که زن پیش از آنکه سکوت سخت شود بپرسد چه شده، و مرد بپذیرد که او با عمل حرف میزند، نه با کلمات بلند.