جوزا و اسد، باد و آتشی که با هم جشن میگیرند؛ یکی حرف را میآورد و دیگری صحنه را، و شب هیچوقت کسل نمیشود.
جوزا · عنصرباد
جوزا · کیفیتمتغیر
جوزا · سیارهٔ فرمانرواعطارد
اسد · عنصرآتش
اسد · کیفیتثابت
اسد · سیارهٔ فرمانرواخورشید
چه چیزی آن دو را به هم میکشاند
اسد با خورشید میدرخشد و جوزا با عطارد بازی میکند، و این دو از نخستین دیدار میفهمند که با هم خوش میگذرد. جوزا در اسد گرما و اطمینانی میبیند که ذهن بیقرارش کم دارد و اسد در جوزا مخاطبی که هر روز تازه است. باد متغیر آتش ثابت را تازه نگه میدارد و آتش ثابت به باد، جهت و شکوه میدهد. شادی مشترک این پیوند را میچرخاند، با تحسینی که اسد میخواهد و جوزا بلد است بگوید.
آنچه روان است
مهمانی، سفر، گفتوگوی بیپایان؛ در همهی اینها جفت کاملاند. جوزا اسد را میخنداند و اسد جوزا را به مرکز توجه میبرد. هر دو سخاوتمندند، هر دو اجتماعی و هر دو بخشنده در دعوا. اسد به حرفهای جوزا وزن میدهد و جوزا به زندگی اسد، سبکی. خلاقیت مشترکشان کمنظیر است.
کجا به هم میسایند
اسد وفاداری مطلق میخواهد و جوزا با همه گرم میگیرد؛ اسد این را خیانت میخواند و جوزا حسادت اسد را سختی. غرور اسد شوخیهای جوزا را گاهی تاب نمیآورد و جوزا جدیت اسد را گاهی مضحک میبیند. اسد ثابت میماند و جوزا تغییر میکند، و این دو شیوه گاهی هم را خسته میکنند. جوزا از اسد عمق تعهد را برمیدارد و اسد از جوزا سبکی را؛ این داد و ستد به همهی آن سایش میارزد.
در عشق
شور این عشق از همان اول پیداست. اسد با شکوه و هدیه و حضور دلبری میکند و جوزا با کلمه و بازی و توجه ذهنی. جاذبه از شادی مشترک میآید و دوامش از تحسین روزانه: اسد باید بشنود که برای جوزا یگانه است و جوزا باید حس کند که اسد از نو بودنش خسته نمیشود. خنده، چسب این رابطه است.
هر یک چه باید بدهد
جوزا باید به اسد نشان بدهد که در میان همه، او را دیده و برگزیده است و شوخی را از غرور اسد دور نگه دارد. اسد باید آزادی اجتماعی جوزا را خیانت نشمارد و از او نخواهد که فقط مخاطب او باشد. هر دو باید دعوا را با همان سرعتی که شروع میکنند، تمام کنند.
مرد خرداد و زن مرداد (جوزا و اسد)
مرد خردادی میداند چطور تحسین کند و زن مردادی میداند چطور تحسین را بپذیرد؛ کشش میانشان از همین هنر دوطرفه آغاز میشود. او شیفتهی گرما و اطمینان این زن است، که ذهن بیقرارش را آرام میکند. زن اسد هم در او مخاطبی میبیند که هر روز تازه است و هیچوقت او را خسته نمیکند. مرد جوزا به زندگی او سبکی، خنده و ایدههای تازه میآورد؛ زن به او جهت، شکوه و قلبی بخشنده. مهمانی و سفر و شبهای پرحرف، صحنهی مشترکشان است. گره آنجاست که زن مردادی وفاداری مطلق میخواهد و مرد خردادی با همه گرم میگیرد. او این گرمی را بیوفایی میخواند و مرد حسادت او را سختگیری. شوخیهای مرد گاهی به غرور زن میخورد و جدیت زن گاهی برای او سنگین است. زن ثابت میماند و مرد مدام تغییر میکند. عطارد و خورشید در این پیوند، حرف و نور را کنار هم نشاندهاند. عشقشان شکوفا میماند وقتی مرد جوزا نشان بدهد که در میان همه، او را دیده و برگزیده است، و زن اسد آزادی اجتماعی او را خیانت نشمارد. هر دو باید دعوا را به همان سرعتی که شروع میکنند، تمام کنند.
مرد مرداد و زن خرداد (اسد و جوزا)
مرد مردادی با شکوه دل میبرد: هدیه، حضوری گرم، دستی که در جمع رها نمیشود. زن خردادی این صحنه را دوست دارد و با کلمه و بازی پاسخش را میدهد، و مرد اسد زود درمییابد که با او هیچ شبی تکراری نیست. زن جوزا در او قلبی بزرگ و اطمینانی میبیند که ذهن پراکندهاش را سامان میدهد. مرد به او وفاداری، پشتیبانی و مرکزی برای بازگشت میدهد؛ زن به او سبکی، ایده و یادآوری اینکه همهچیز را نباید جدی گرفت. اصطکاک از دو جا برمیخیزد. زن خردادی دوستان بسیار دارد و با همه حرف میزند، و مرد مردادی که میخواهد یگانه باشد، از این پراکندگی میرنجد. شوخیهای زن گاهی به غرور او برمیخورد و نیاز او به تحسین مدام، برای زن خستهکننده میشود. مرد پای تصمیمش میایستد و زن نظرش را عوض میکند. خورشید به این مرد گشادهدلی داده و عطارد به این زن چابکی. پیوندشان وقتی پایدار است که زن جوزا بلند بگوید که او را از میان همه برگزیده است، و مرد اسد از او نخواهد که فقط مخاطب او باشد. خنده، چسب این رابطه است.