دو زایچه در کنار هم، و هوایی که میانشان است

صورت فلکی حمل

سازگاری متولدین فروردین و مرداد (برج حمل و اسد)

نمره سازگاری

۸۸%

حمل و اسد، دو آتش که یکدیگر را بزرگ می‌کنند؛ یکی راه را باز می‌کند و دیگری آن را روشن نگه می‌دارد.

حمل · عنصرآتش
حمل · کیفیتپیشرو
حمل · سیارهٔ فرمانروابهرام
اسد · عنصرآتش
اسد · کیفیتثابت
اسد · سیارهٔ فرمانرواخورشید

چه چیزی آن دو را به هم می‌کشاند

شکوه اسد و شتاب حمل هم‌جنس‌اند و این مثلث آتشین از همان دیدار اول گرم است. خورشید بر اسد می‌تابد و بهرام در رگ‌های حمل می‌جوشد؛ یکی می‌خواهد درخشیدنش را ببینند و دیگری می‌خواهد پیش از همه رسیده باشد. میانشان ستایشی دوطرفه جاری است: حمل شجاعت اسد را می‌ستاید و اسد سادگی بی‌ترس حمل را. پیشرو آغاز می‌کند، ثابت نگه می‌دارد، و هر دو در این تقسیم کار، خود را کامل می‌بینند.

آنچه روان است

شور زندگی میان این دو تمام نمی‌شود. مهمانی، سفر، طرح بزرگ، هر چیزی که در آن بشود درخشید و دوید. هر دو سخاوتمندند، هر دو رک، و هر دو کینه‌ای را که ارزش نگه داشتن ندارد، دور می‌ریزند. اسد به حمل ثبات می‌دهد و حمل اسد را از تخت پایین می‌آورد تا با او بدود.

کجا به هم می‌سایند

غرور اینجا دو صندلی دارد و یک سر میز. اسد می‌خواهد مرکز باشد و حمل می‌خواهد اول باشد؛ وقتی این دو با هم تداخل می‌کنند، صداها بلند می‌شود. حمل زود می‌بخشد، اما اسد زخم غرور را فراموش نمی‌کند و همین تفاوت، سوءتفاهم می‌سازد. گره وقتی باز می‌شود که هر دو کشف کنند تحسین کردن چیزی از هیچ‌کدام کم نمی‌کند.

در عشق

عشق میان حمل و اسد پرشکوه و گرم است، با هدیه‌های بزرگ و دعواهای بزرگ‌تر. اسد با وفاداری و بخشندگی دل می‌دهد و حمل با حضور تمام‌قد. تحسین، هیزم این آتش است؛ اسد باید بشنود که دیده می‌شود، و حمل باید حس کند که هنوز می‌تواند اسد را غافلگیر کند. روزمرگی دشمن مشترک آن‌هاست.

هر یک چه باید بدهد

اسد باید بپذیرد که حمل گاهی بی‌مقدمه می‌رود و این رفتن، بی‌اعتنایی نیست. حمل باید یاد بگیرد که اسد را در جمع کوچک نکند و تحسینش را بلند بگوید. هر دو به جای رقابت بر سر نور، نور را با هم تقسیم کنند.

مرد فروردین و زن مرداد (حمل و اسد)

مرد فروردینی وقتی زن مردادی را می‌بیند، همان لحظه می‌داند که می‌خواهد کنارش باشد، و زن اسد از جسارت همین خواستن خوشش می‌آید. این زن نوری دارد که اتاق را پر می‌کند و مرد حمل از آن نور نمی‌ترسد؛ برعکس، با آن گرم‌تر می‌شود. زن اسد در این مرد کسی را می‌بیند که زندگی را به ماجرا تبدیل می‌کند، و مرد در او وفاداری و بخشندگی‌ای که دلش را آرام می‌کند. هر کدام دیگری را بزرگ‌تر و شجاع‌تر حس می‌کند. اصطکاک از غرور می‌آید. زن مردادی می‌خواهد دیده و ستوده شود، و مرد فروردینی در شتابش گاهی فراموش می‌کند که تحسین را به زبان بیاورد. او بعد از دعوا ظرف یک ساعت از ماجرا می‌گذرد، اما زن اسد زخم غرورش را تا مدت‌ها به یاد دارد. خورشید و بهرام اینجا هم‌جنس‌اند و آتششان یکی است؛ مسئله فقط این است که چه کسی وسط صحنه بایستد. پیوندشان وقتی پایدار است که مرد فروردینی ستایش او را بلند و در جمع بگوید، و زن مردادی رفتن‌های ناگهانی او را بی‌احترامی نخواند. روزمرگی تنها دشمن مشترکشان است.

مرد مرداد و زن فروردین (اسد و حمل)

مرد مردادی با سخاوت عاشق می‌شود: هدیه‌ی بزرگ، شب به‌یادماندنی، حمایتی که پنهان نمی‌کند. زن فروردینی این گرما را دوست دارد، اما به آن تکیه نمی‌کند؛ او راه خودش را می‌رود و همین استقلال، مرد اسد را مجذوب نگه می‌دارد. او در این زن شجاعتی می‌بیند که احترامش را برمی‌انگیزد، و زن در او قلبی بزرگ و وفادار. مرد اسد به زن حمل ثبات و پشتیبانی می‌دهد و زن به او سادگی و بی‌پروایی، و هر از گاهی او را از تخت پایین می‌آورد تا با او بدود. گره آنجاست که هر دو جای اول را می‌خواهند. مرد مردادی انتظار تحسین دارد و زن فروردینی کف زدن سر وقت را بلد نیست. او زود می‌بخشد و فراموش می‌کند، اما مرد اسد کم‌محلی را دیر از یاد می‌برد. خورشید به این مرد شکوه داده و بهرام به این زن شتاب، و هر دو آتش از یک جنس‌اند. این پیوند وقتی شکوفا می‌شود که زن فروردینی گاهی صحنه را به او بسپارد و مرد مردادی گاهی بگذارد او ببرد. وقتی نور را با هم تقسیم کنند، عشقی می‌سازند که هم پرشور است و هم وفادار.

از این جفت

حمل با همهٔ برج‌ها

اسد با همهٔ برج‌ها