دو زایچه در کنار هم، و هوایی که میانشان است

صورت فلکی سرطان

سازگاری متولدین تیر و مهر (برج سرطان و میزان)

نمره سازگاری

۵۰%

سرطان خانه را می‌خواهد و میزان دنیا را؛ دو پیشرو که یکی با دل آغاز می‌کند و دیگری با ذوق، و هر دو صلح را دوست دارند.

سرطان · عنصرآب
سرطان · کیفیتپیشرو
سرطان · سیارهٔ فرمانرواماه
میزان · عنصرباد
میزان · کیفیتپیشرو
میزان · سیارهٔ فرمانروازهره

چه چیزی آن دو را به هم می‌کشاند

ماه سرطان و زهره‌ی میزان هر دو لطیف‌اند و همین نرمی، نخستین کشش است. سرطان در میزان ظرافتی می‌بیند که خانه‌اش را زیبا می‌کند و میزان در سرطان گرمایی که زیبایی را به معنا بدل می‌کند. آب پیشرو و باد پیشرو هر دو آغازگرند، هر دو از دعوا گریزان و هر دو خواستار صلح؛ اما یکی صلح را در خانه می‌جوید و دیگری در جمع. هر دو مهربان‌اند و درس این مربع آن است که مهربانی هم شکل‌های گوناگون دارد.

آنچه روان است

زیبایی و آرامش برای هر دو مهم است و خانه‌شان را با هم زیبا می‌کنند. میزان به سرطان نشان می‌دهد که بیرون از خانه هم آدم‌های خوب هستند و سرطان به میزان، لذت یک شب ساکت خانگی را. هر دو با ادب‌اند، هر دو مراقب حس دیگری و هر دو از خشونت بیزار. هنر و خانواده، دو زمین مشترک آن‌هاست.

کجا به هم می‌سایند

سرطان احساس را می‌خواهد و میزان انصاف را؛ وقتی سرطان گریه می‌کند، میزان دو طرف را می‌سنجد و سرطان حس می‌کند تنهاست. میزان جمع می‌خواهد و سرطان به وقتی که میزان با دیگران می‌گذراند حسادت می‌کند. هر دو از دعوا می‌گریزند و همین، گره‌ها را زیر فرش می‌گذارد. میزان از سرطان یاد می‌گیرد که گاهی باید جانب دل را گرفت، و سرطان از میزان، که از بیرون هم نگاه کند.

در عشق

لطافت این دو از همان آغاز پیداست. میزان کلمه‌ی درست را در لحظه‌ی درست می‌گوید و سرطان آن کلمه را سال‌ها به یاد می‌سپارد. این عشق روی ترازوی خانه و جمع می‌ایستد: میزان باید شب‌های خانگی را دوست بدارد و سرطان باید در مهمانی‌های میزان همراهش شود، با میل. آنچه هر دو در تهِ دل می‌خواهند یک چیز است: صلح.

هر یک چه باید بدهد

میزان باید وقتی سرطان رنجیده، طرف او را بگیرد، نه داوری کند. سرطان باید میزان را به جمع رها کند و حضورش در میان دیگران را دوری نخواند. هر دو باید دعوا را از زیر فرش بیرون بیاورند و با همان ادبی که دارند، تمامش کنند.

مرد تیر و زن مهر (سرطان و میزان)

مرد تیرماهی خانه را می‌خواهد و زن مهرماهی دنیا را، اما نخستین چیزی که در هم می‌بینند، نرمی است. او در این زن ظرافتی می‌یابد که خانه‌اش را زیبا می‌کند، و زن در او گرمایی که زیبایی را به معنا بدل می‌کند. زن میزان کلمه‌ی درست را در لحظه‌ی درست می‌گوید و مرد سرطان آن کلمه را سال‌ها در دل نگه می‌دارد. او به زن شب‌های آرام خانگی و مهری عمیق می‌دهد؛ زن به او نشان می‌دهد که بیرون از خانه هم آدم‌های خوب هستند. گره آنجاست که مرد تیرماهی وقتی رنجیده، همدلی می‌خواهد و زن مهرماهی دو طرف ماجرا را می‌سنجد، و مرد در همین سنجش احساس تنهایی می‌کند. زن جمع و مهمانی می‌خواهد و مرد نسبت به وقتی که زن با دیگران می‌گذراند، حساس است. هر دو از دعوا می‌گریزند و گره‌ها زیر فرش می‌مانند. ماه و زهره، دو آغازگر لطیف، در این مربع یاد می‌گیرند که مهربانی شکل‌های گوناگون دارد. عشقشان می‌ماند وقتی زن میزان در لحظه‌ی رنجش جانب دل او را بگیرد، نه داوری کند، و مرد سرطان حضور او در جمع را دوری نخواند.

مرد مهر و زن تیر (میزان و سرطان)

مرد مهرماهی با ادب و ملایمتی نزدیک می‌شود که زن تیرماهی را آرام می‌کند. زن در برابر با مهری پاسخ می‌دهد که مرد میزان کمتر جایی چنین عمیق دیده است. او به زندگی زن زیبایی، عاشقانگی و هنر کنار آمدن با دیگران را می‌آورد؛ زن به او خانه‌ای گرم، سفره‌ای که همیشه پهن است و دلی که هر خاطره را نگه می‌دارد. اصطکاک از ترازو و دل می‌آید. وقتی زن تیرماهی گریه می‌کند، مرد مهرماهی می‌خواهد منصف باشد و دو طرف را ببیند، و زن احساس می‌کند در لحظه‌ی نیاز تنها مانده است. مرد به جمع و گفت‌وگو نیاز دارد و زن به شب‌های خانگی؛ وقتی مرد زیاد بیرون است، زن در خودش فرو می‌رود. هر دو از رودررویی پرهیز می‌کنند و دلخوری‌ها ناگفته انبار می‌شوند. زهره به این مرد لطافت داده و ماه به این زن ژرفای احساس. پیوندشان استوار است وقتی مرد میزان در رنجش زن، طرف او را بگیرد و داوری را کنار بگذارد، و زن سرطان با میل در مهمانی‌های او همراهش شود. آنچه هر دو در ته دل می‌خواهند، یک چیز است: صلحی که واقعی باشد.

از این جفت

سرطان با همهٔ برج‌ها

میزان با همهٔ برج‌ها