دو زایچه در کنار هم، و هوایی که میانشان است

صورت فلکی جوزا

سازگاری متولدین خرداد و بهمن (برج جوزا و دلو)

نمره سازگاری

۸۷%

جوزا و دلو، دو باد که با هم فکر می‌کنند؛ یکی هر چیزی را می‌پرسد و دیگری هر چیزی را از نو می‌بیند، و عشقشان در دل دوستی‌ای پهناور جا می‌گیرد.

جوزا · عنصرباد
جوزا · کیفیتمتغیر
جوزا · سیارهٔ فرمانرواعطارد
دلو · عنصرباد
دلو · کیفیتثابت
دلو · سیارهٔ فرمانرواکیوان

چه چیزی آن دو را به هم می‌کشاند

ذهن، نخستین چیزی است که این دو را به هم می‌کشد. عطارد جوزا کنجکاو است و کیوانِ دلو اصولی؛ یکی می‌پرسد و دیگری نظریه می‌دهد. جوزا در دلو کسی را می‌بیند که ایده‌هایش را جدی می‌گیرد و دلو در جوزا کسی را که با او هم‌سرعت است. باد متغیر و باد ثابت هر دو آزادی را مقدس می‌دانند و هر دو از رابطه‌ی خفه‌کننده می‌گریزند. این مثلث بر دوستی‌ای فکری بنا شده و عشق، سبک و پایدار، بر همان پایه می‌نشیند.

آنچه روان است

گفت‌وگو تا صبح، ایده‌های عجیب، شوخی با همه‌ی عادت‌ها؛ این دو در این‌ها هم‌خانه‌اند. هیچ‌کدام دیگری را مالک نمی‌شود و هر دو این را نعمت می‌دانند. دلو به پراکندگی جوزا جهت می‌دهد و جوزا به اصول دلو، نرمش. دوستانشان مشترک می‌شوند و زندگی اجتماعی‌شان پر و شاد است.

کجا به هم می‌سایند

دلو تصمیم می‌گیرد و می‌ماند؛ جوزا تصمیم می‌گیرد و فردا عوضش می‌کند، و دلو این را سبکی می‌خواند. دلو سرد می‌شود و جوزا کلمه می‌خواهد. هر دو احساس را به ذهن می‌برند و همین، گاهی رابطه را به بحث فکری بدل می‌کند که در آن هیچ‌کس دل ندارد. دو باد اینجا می‌فهمند که احساس گفتنی است، نه فقط تحلیل‌کردنی.

در عشق

عشق اینجا شکل یک دوستی عمیق را دارد و این، نقص آن نیست؛ قوتش است. دلو عشقش را در وفاداری ذهنی و احترام به آزادی نشان می‌دهد و جوزا در کلمه و بازی و تازگی. ایده‌ی تازه و فضای آزاد، هوای این پیوند است. خطرشان خنکی است؛ گاهی یکی از آن دو باید بی‌نظریه و بی‌شوخی، دست دیگری را بگیرد.

هر یک چه باید بدهد

دلو باید گاهی از اصولش پایین بیاید و احساسش را به زبان ساده بگوید، نه در قالب نظریه. جوزا باید به دلو نشان بدهد که تغییر نظرهایش، تغییر دل نیست. دوستی به تنهایی عشق را گرم نگه نمی‌دارد، پس هر دو باید گاهی بی‌دلیل، فقط از سر مهر، کنار هم بمانند.

مرد خرداد و زن بهمن (جوزا و دلو)

مرد خردادی و زن بهمنی پیش از آنکه عاشق شوند، با هم فکر می‌کنند. او هر چیزی را می‌پرسد و زن دلو هر چیزی را از نو می‌بیند، و گفت‌وگویشان تا صبح ادامه پیدا می‌کند. مرد در این زن کسی را یافته که ایده‌هایش را جدی می‌گیرد، و زن در او کسی که با ذهنش هم‌سرعت است. زن بهمنی به پراکندگی او جهت و اصول می‌دهد و مرد خردادی به اصول زن نرمش و شوخی. هیچ‌کدام مالک دیگری نمی‌شود و هر دو این آزادی را نعمت می‌دانند؛ دوستانشان زود مشترک می‌شوند. گره آنجاست که زن تصمیم می‌گیرد و پایش می‌ماند، و مرد امروز تصمیم می‌گیرد و فردا عوضش می‌کند؛ زن این را سبکی می‌خواند. وقتی زن خنک و دور می‌شود، مرد کلمه می‌خواهد. هر دو احساس را به ذهن می‌برند و رابطه گاهی به بحثی فکری بدل می‌شود که در آن هیچ‌کس دل ندارد. عطارد و کیوان در این مثلث بادی، کنجکاوی و اصول را کنار هم نشانده‌اند. عشقشان گرم می‌ماند وقتی زن احساسش را ساده بگوید، نه در قالب نظریه، و مرد نشان بدهد که تغییر نظرهایش، تغییر دل نیست.

مرد بهمن و زن خرداد (دلو و جوزا)

مرد بهمنی با فکرهایی می‌آید که از قالب هر جمعی بیرون است، و زن خردادی نخستین کسی است که به جای تعجب، صد پرسش تازه درباره‌ی آن‌ها می‌پرسد. همین کنجکاوی، او را شیفته می‌کند. زن هم در این مرد ذهنی اصیل و دوستی‌ای می‌یابد که از عشق کم ندارد. مرد دلو به او وفاداری‌ای اصولی و آزادی کامل می‌دهد؛ هرگز نمی‌پرسد کجا بوده و با چه کسی حرف زده است. زن جوزا به او شوخی، چابکی و نرمشی می‌دهد که عقاید سرسختش را انعطاف‌پذیرتر می‌کند. اصطکاک از خنکی هر دو می‌آید. مرد بهمنی گاهی چنان در فکر و اصول خودش فرو می‌رود که زن احساس می‌کند با یک نظریه زندگی می‌کند، نه با یک عاشق. زن خردادی نظرش را زود عوض می‌کند و مرد این را بی‌ثباتی می‌بیند. هر دو از احساس سنگین طفره می‌روند و دل گاهی پشت بحث پنهان می‌ماند. کیوان به این مرد اصول داده و عطارد به این زن بازیگوشی. پیوندشان گرم می‌ماند وقتی مرد گاهی بی‌نظریه دست او را بگیرد و احساسش را ساده بگوید، و زن نشان بدهد که زیر همه‌ی تغییرها، دلش ثابت مانده است.

از این جفت

جوزا با همهٔ برج‌ها

دلو با همهٔ برج‌ها