جوزا و میزان، دو باد که با هم میرقصند؛ یکی حرف را میآورد و دیگری لطف را، و هر گفتوگو شکل مهمانی میگیرد.
جوزا · عنصرباد
جوزا · کیفیتمتغیر
جوزا · سیارهٔ فرمانرواعطارد
میزان · عنصرباد
میزان · کیفیتپیشرو
میزان · سیارهٔ فرمانروازهره
چه چیزی آن دو را به هم میکشاند
عطارد جوزا کلمه را دارد و زهرهی میزان، زیبایی کلمه را؛ این دو زود یکدیگر را میشناسند. میزان در جوزا کسی را میبیند که هیچوقت کسالتبار نمیشود و جوزا در میزان کسی را که به آشفتگیاش شکل میدهد. باد متغیر و باد پیشرو هر دو اجتماعیاند، هر دو عاشق ایده، هر دو گریزان از سنگینی. این مثلث از گفتوگویی ساخته شده که هم عاشقانه است و هم فکری، و از دوستیای که عشق بر آن تکیه میکند.
آنچه روان است
زبان مشترکشان از همان روز اول کامل است. مهمانی، هنر، سفر، بحثهای شیرین؛ هر دو اینها را از همه چیز بیشتر دوست دارند. میزان به جوزا ظرافت میآموزد و جوزا به میزان جرئت تغییر نظر. هیچکدام دیگری را سنگین نمیکند و دعواهایشان بیشتر شبیه مناظره است، با پایان خوش.
کجا به هم میسایند
دو باد، دو نظر، و هیچ تصمیمی. میزان میسنجد و جوزا میپراکند و هیچکدام چیزی را زمین نمیگذارد. میزان تعهد و زیبایی رابطه را میخواهد و جوزا گاهی چنان آزاد است که میزان حس میکند تنهاست. هر دو از رودررویی میگریزند و همین گرهها را ناگفته میگذارد. این سایش برای آن است که میزان یاد بگیرد بگوید نه، و جوزا یاد بگیرد بگوید میمانم.
در عشق
زیبایی و کلمه این دو را عاشق میکند. میزان با توجه و لطف و زیبایی فضا عاشقی میکند و جوزا با شوخی، پیام و حضور ذهنی. جوزا تازگی را میآورد و میزان ظرافت را، و این عشق از هر دو جان میگیرد. خطر این عشق، سبکی زیاد است؛ گاهی باید یکی از آن دو حرفی سنگین بزند تا رابطه زمین داشته باشد.
هر یک چه باید بدهد
میزان باید حرف ناخوشایند را روی میز بگذارد و نگذارد صلح ظاهری، حقیقت را بپوشاند. جوزا باید به میزان نشان بدهد که در میان همهی گفتوگوها، او را برگزیده و با او میماند. هر دو باید دستکم یک تصمیم مهم را بیبحث طولانی بگیرند.
مرد خرداد و زن مهر (جوزا و میزان)
مرد خردادی و زن مهرماهی مثل دو باد که با هم میرقصند، از همان گفتوگوی اول هماهنگاند. او حرف را میآورد و زن میزان لطف را، و هر شب میانشان رنگ مهمانی میگیرد. زن در این مرد کسی را میبیند که هرگز کسالتبار نمیشود؛ مرد در او کسی را که به آشفتگی ذهنش شکل و زیبایی میدهد. زن مهرماهی به او ظرافت و هنر شنیدن دیگری را میآموزد، و مرد به او جرئت عوض کردن نظر و سبک گرفتن آنچه سنگین نیست. دعواهایشان بیشتر به مناظرهای با پایان خوش میماند. گره از همین سبکی میآید. دو باد کنار هم تصمیم نمیگیرند؛ زن میسنجد، مرد میپراکند و هیچکدام چیزی را زمین نمیگذارد. زن میزان تعهد و زیبایی پیوند را میخواهد، و مرد جوزا گاهی چنان آزاد است که زن احساس تنهایی میکند. هر دو از رودررویی میگریزند و گرهها ناگفته میمانند. عطارد و زهره، کلمه و زیبایی کلمه، در این مثلث بادی دست هم را گرفتهاند. عشقشان زمین پیدا میکند وقتی مرد خردادی بگوید که میماند و نشان بدهد که او را برگزیده است، و زن مهرماهی حرف ناخوشایند را روی میز بگذارد.
مرد مهر و زن خرداد (میزان و جوزا)
مرد مهرماهی با ادب، توجه و ذوقی عاشقانه نزدیک میشود، و زن خردادی با شوخیای که لبخند او را بیاختیار بیرون میکشد. او شیفتهی برق ذهن این زن است و زن از ظرافت و انصاف او لذت میبرد. مرد میزان به زندگی او زیبایی، آرامش و حس همراهی میآورد؛ زن جوزا به زندگی او تازگی، ایده و شهامت تغییر. مهمانی، هنر و سفر، زبانی است که هر دو از روز اول بلدند. اصطکاک آنجاست که دو باد کنار هم تصمیمی نمیگیرند. مرد مهرماهی میسنجد و باز میسنجد و زن خردادی پیش از پایان سنجش، به موضوعی دیگر رفته است. مرد پیوندی رسمی و آیینی میخواهد و زن گاهی چنان آزاد است که او احساس تنهایی میکند. هر دو از گفتن ناخوشایندی طفره میروند و صلح ظاهری، حقیقت را میپوشاند. خطر این عشق سبکی بیش از اندازه است. زهره به این مرد لطافت داده و عطارد به این زن چابکی. پیوندشان ماندگار است وقتی مرد میزان یاد بگیرد بگوید نه و حرف سنگین را بزند، و زن جوزا یاد بگیرد بگوید میمانم. دستکم یک تصمیم مهم را باید بیبحث طولانی بگیرند.