ثور ریشه میزند و جوزا پرواز میکند؛ همسایههایی که یکی به لمس ایمان دارد و دیگری به کلمه، و باید واژهنامهی هم را بسازند.
ثور · عنصرخاک
ثور · کیفیتثابت
ثور · سیارهٔ فرمانروازهره
جوزا · عنصرباد
جوزا · کیفیتمتغیر
جوزا · سیارهٔ فرمانرواعطارد
چه چیزی آن دو را به هم میکشاند
زهرهی ثور به زیبایی و ماندن دل داده و عطارد جوزا به پرسش و رفتن. آنچه این همسایهها را به هم میکشد، کنجکاوی است: ثور میخواهد بفهمد چطور کسی میتواند اینقدر سبک باشد و جوزا میخواهد بداند آرامش چه مزهای دارد. خاک ثابت و باد متغیر هیچ قرار مشترکی از پیش ندارند، پس هر چه میانشان هست باید آموخته شود. هر دو اهل لذتاند، فقط یکی با تن لذت میبرد و دیگری با ذهن.
آنچه روان است
جوزا ثور را میخنداند و ثور به جوزا جایی برای نشستن میدهد. وقتی جوزا داستان میگوید و ثور با حوصله میشنود، شبها خوب میگذرد. ثور دنیای حس را به جوزا نشان میدهد، غذا، موسیقی، پارچهی خوب، و جوزا دنیای ایدهها را به ثور. هر دو از زیبایی لذت میبرند، هرچند هر کدام آن را در جای دیگری میجویند.
کجا به هم میسایند
ثور میخواهد بداند برنامه چیست و جوزا هنوز چند برنامهی دیگر دارد. ثبات ثور برای جوزا یکنواختی است و تغییرپذیری جوزا برای ثور، بیاعتمادی. ثور کند حرف میزند و جوزا حرف او را تمام میکند، و این ثور را میرنجاند. ثور اگر بماند، میبیند که تغییر خیانت نیست، و جوزا اگر بماند، که ماندن زندان نیست.
در عشق
کشش این دو از تماشا شروع میشود؛ جوزا شیفتهی آرامش تن ثور و ثور شیفتهی برق ذهن جوزا. در عشق، ثور با وفاداری و مراقبت مادی حرف میزند و جوزا با کلمه و شوخی و پیامهای نیمهشب. این پیوند به دو چیز زنده است، تنوع برای جوزا و اطمینان برای ثور، و این دو فقط وقتی با هم جمع میشوند که هر کدام نیاز دیگری را هم بخواهد.
هر یک چه باید بدهد
ثور باید بپذیرد که جوزا با حرف زدن فکر میکند و نباید هر جملهاش را قول بشمارد. جوزا باید وقتی به ثور قول میدهد، آن را نگه دارد و بفهمد که برای ثور، تکرار یعنی امنیت. هر دو باید واژهنامهای مشترک بسازند، کلمه به کلمه.
مرد اردیبهشت و زن خرداد (ثور و جوزا)
مرد اردیبهشتی ریشه دارد و زن خردادی بال، و کشش میانشان از تماشا شروع میشود. او شیفتهی برق ذهن این زن است، اینکه چطور از یک موضوع به ده موضوع دیگر میرسد و هیچوقت حرفش تمام نمیشود. زن جوزا هم در کنار او آرامشی را میچشد که کمتر تجربه کرده است: مردی که عجله ندارد و حضورش بیکلمه اطمینان میدهد. مرد ثور دنیای حس را به او نشان میدهد، غذای خوب، موسیقی، شبی بیشتاب، و زن دنیای ایدهها و خنده را به زندگی او میآورد. اصطکاک از برنامه میآید. او میخواهد بداند فردا چه خبر است و زن هنوز سه برنامهی دیگر در سر دارد. تغییرپذیری زن برای او نشانهی بیثباتی است و ثبات او برای زن، یکنواختی. وقتی زن جملهی نیمهتمام او را کامل میکند، مرد اردیبهشتی میرنجد. زهره و عطارد اینجا دو زباناند، یکی لمس و دیگری کلمه. پیوندشان وقتی میماند که مرد بپذیرد او با حرف زدن فکر میکند و هر جملهاش قول نیست، و زن خردادی قولهایش را نگه دارد. این دو باید واژهنامهی مشترکشان را کلمه به کلمه بسازند.
مرد خرداد و زن اردیبهشت (جوزا و ثور)
مرد خردادی با شوخی و پیامهای نیمهشب دل میبرد و زن اردیبهشتی با آرامشی که در نگاه اول پیداست. او میخواهد بداند این آرامش چه مزهای دارد و زن ثور از برق ذهن او لذت میبرد، هرچند هنوز به او اعتماد کامل ندارد. مرد جوزا داستان، کتاب و تنوع به زندگی او میآورد؛ زن به او جایی برای نشستن میدهد، سفرهای گرم و وفاداریای که با گذر فصلها کم نمیشود. گره آنجاست که مرد خردادی برنامهها را عوض میکند و زن اردیبهشتی هر تغییر را لرزشی در اعتماد میبیند. او اطمینان میخواهد و مرد تنوع؛ وقتی زن پافشاری میکند، مرد احساس میکند در قفس است، و وقتی مرد سبک از کنار قولی میگذرد، زن در خودش سنگ میشود. عطارد به این مرد زبان داده و زهره به این زن حس. عشقشان زنده میماند وقتی مرد جوزا بفهمد که برای او تکرار یعنی امنیت و قولهایش را نگه دارد، و زن ثور بپذیرد که تغییر خیانت نیست. اگر هر کدام نیاز دیگری را هم بخواهد، تنوع و اطمینان در یک خانه جا میگیرند.