دو فرزند عطارد که با یک زبان، دو چیز میگویند؛ جوزا میپراکند و سنبله مرتب میکند، و ذهن هر دو هیچوقت خاموش نمیشود.
جوزا · عنصرباد
جوزا · کیفیتمتغیر
جوزا · سیارهٔ فرمانرواعطارد
سنبله · عنصرخاک
سنبله · کیفیتمتغیر
سنبله · سیارهٔ فرمانرواعطارد
چه چیزی آن دو را به هم میکشاند
عطارد بر هر دو حکم میراند، اما در جوزا سخن میگوید و در سنبله میسنجد. کشششان از ذهن آغاز میشود؛ هر کدام در دیگری هوشی میبیند که ارزش گفتوگو دارد. باد متغیر و خاک متغیر هر دو سازگارند، هر دو کنجکاو، و هر دو با کلمه زندگی میکنند، فقط یکی کلمه را رها میکند و دیگری آن را وزن میکند. این مربع دو هوش بیدار را به هم میرساند که اگر به جای اصلاح یکدیگر به هم گوش بدهند، چیزی دقیق و زنده میسازند.
آنچه روان است
گفتوگو میانشان بیپایان است و هیچکدام از جزئیات نمیترسد. سنبله ایدههای پراکندهی جوزا را به برنامه بدل میکند و جوزا برنامههای سنبله را از خشکی نجات میدهد. هر دو زود یاد میگیرند و هر دو از آدمهای کند بیحوصله میشوند. کتاب، فیلم، بحث سر میز؛ در اینها واقعاً همخانهاند.
کجا به هم میسایند
جوزا بینظم است و سنبله این بینظمی را شخصی میگیرد؛ سنبله نقد میکند و جوزا نقد را به شوخی میگیرد، که سنبله را بیشتر آزار میدهد. یکی حرف میزند تا بفهمد و دیگری میفهمد تا حرف بزند. وقتی هر دو عصبی شوند، کلمهها تیز میشوند و هر دو خوب میدانند کجا بزنند. دو فرزند عطارد اینجا معاملهای منصفانه میکنند: جوزا دقت میگیرد و سنبله گذشت از خطای کوچک.
در عشق
ذهن اینجا پیش از تن عاشق میشود. سنبله با خدمت و دقت عشق میورزد، با یادآوری چیزی که جوزا فراموش کرده، و جوزا با کلمه و بازی و ایدهی تازه. تن در این عشق کمحرف است و همین، نخستین مانع آنهاست. احترام فکری ستون این پیوند است، و شبهایی که سنبله نقد را از یاد میبرد و جوزا فرار را.
هر یک چه باید بدهد
سنبله باید نقد را کمتر و ستایش را بیشتر بگوید و بپذیرد که پراکندگی جوزا، بیاحترامی نیست. جوزا باید یک قول را تا آخر نگه دارد و وقتی سنبله حرف جدی میزند، شوخی نکند. هر دو باید یاد بگیرند که ذهن، تنها راه عاشقی نیست.
مرد خرداد و زن شهریور (جوزا و سنبله)
میان مرد خردادی و زن شهریوری، ذهن پیش از تن عاشق میشود. او با ایدههای پراکنده و پرسشهای بیپایان میآید و زن سنبله با هوشی دقیق که هر ایده را وزن میکند. هر کدام در دیگری هوشی میبیند که ارزش گفتوگو دارد. زن شهریوری فکرهای پراکندهی او را به برنامه بدل میکند و چیزی را که او فراموش کرده، به یادش میآورد؛ مرد خردادی برنامههای زن را از خشکی نجات میدهد و به روزهای منظمش بازی و تازگی میآورد. گره آنجاست که زن بینظمی او را به خودش میگیرد و مرد نقد زن را به شوخی برگزار میکند، و همین شوخی زن را بیشتر میآزارد. وقتی هر دو عصبیاند، کلمهها تیز میشوند و هر دو میدانند کجا بزنند. تن در این عشق کمحرف است و این، نخستین مانع آنهاست. عطارد بر هر دو حکم میراند، در او سخن میگوید و در این زن میسنجد. پیوندشان استوار میشود وقتی زن کمتر نقد کند و بیشتر بستاید، و مرد یک قول را تا آخر نگه دارد و وقتی زن حرف جدی میزند، شوخی نکند. ذهن تنها راه عاشقی نیست.
مرد شهریور و زن خرداد (سنبله و جوزا)
مرد شهریوری آرام و نکتهسنج است و زن خردادی سریع و پرحرف، و هر دو در گفتوگوی اول حس میکنند که با هوشی هموزن روبهرو شدهاند. او از چابکی ذهن این زن لذت میبرد و زن از دقت و قابل اتکا بودن او. مرد سنبله با خدمت عشق میورزد: کاری را که زن نیمهکاره رها کرده، تمام میکند و جزئیاتی را به خاطر میسپارد که خود زن از یاد برده است. زن جوزا به او سبکی میدهد و خندهای که نگرانیهایش را کوچک میکند. اصطکاک از دو شیوهی فکر کردن میآید. مرد پیش از گفتن میسنجد و زن با گفتن به فکر میرسد. مرد شهریوری بیآنکه پرسیده شود اصلاح میکند و زن خردادی آن را به شوخی میگیرد؛ دیر رسیدنها و قولهای نیمهتمام زن ذهن نگران او را آشفته میکند. عطارد به هر دو زبان داده، به او ترازو و به این زن بال. این پیوند وقتی گرم و زنده میماند که مرد ستایشش را بیش از نقدش بگوید و پراکندگی زن را بیاحترامی نداند، و زن قولهایش را تا آخر نگه دارد. هر دو باید بگذارند تن هم در این عشق حرف بزند.