دو میزان در کنار هم، دو ترازو که هر دو میسنجند و هیچکدام تصمیم نمیگیرد؛ زیبا، مؤدب و بینهایت دوستداشتنی.
میزان · عنصرباد
میزان · کیفیتپیشرو
میزان · سیارهٔ فرمانروازهره
چه چیزی آن دو را به هم میکشاند
هر دو زیر فرمان زهرهاند و زیبایی و تعادل را بیآموزگار میفهمند. میزان در میزان کسی را مییابد که ادب را میفهمد، که دیگری را میبیند و که از زشتی و خشونت میگریزد. از دو باد پیشرو پیوندی زیبا، اجتماعی و بیجنگ پدید میآید که از بیرون بینقص مینماید و در درون، انباشته از تصمیمهای نگرفته است. احترامشان دوطرفه است، و هر چه لطافت دو میزان کنار هم بیشتر میشود، تردیدشان نیز.
آنچه روان است
هنر، مهمانی، گفتوگوی مؤدبانه، خانهای زیبا؛ این دو در همهی اینها همزباناند. هیچکدام صدایش را بلند نمیکند و هیچکدام دیگری را کوچک. هر دو دوست دارند دوست داشته شوند و این را خوب بلدند. در جمع، جفتیاند که همه آرزویش را دارند.
کجا به هم میسایند
دو ترازو با هم، تصمیم را تا ابد عقب میاندازند. هر دو از دعوا میگریزند و رنجش زیر لبخند انباشته میشود تا روزی که سر باز کند. هر دو میخواهند دیگری راضی باشد و در این میان، هیچکدام نمیگوید خودش چه میخواهد. وقتی صلح ظاهری مهمتر از حقیقت شود، خانه خالی میشود. دو میزان باید از هم بشنوند آنچه هیچکدام جرئت گفتنش را نداشت: «نه» گفتن هم شکلی از احترام است.
در عشق
عشق دو میزان زیبا، مؤدب و پر از توجه است. هر کدام در دیگری ظرافتی را میبیند که از دنیا میخواست و کمتر یافته بود. لطافتشان در کلمهی درست، هدیهی بهجا و فضای زیباست. گاهی یک حرف صریح، و تصمیمی که با هم میگیرند، این عشق را از زیبایی صرف به زندگی میرساند.
هر یک چه باید بدهد
از هر میزان خواسته میشود که گاهی بیسنجش بگوید چه میخواهد و از دعوای سالم نترسد. هر دو باید تصمیمهای کوچک را سریع بگیرند تا تصمیمهای بزرگ روی هم انبار نشوند. حقیقت زیبایی را خراب نمیکند، و دو میزان این را فقط با گفتنش به هم ثابت میکنند.
مرد مهر و زن مهر (میزان و میزان)
مرد مهرماه و زن مهرماه هر دو فرزندان زهرهاند و زبان زیبایی را از کودکی بلدند. او مؤدب و خوشسلیقه است، گل را بهموقع میآورد و جمله را سنجیده میگوید؛ زن همان ظرافت را با لبخندی گرم و توجهی بینقص پاسخ میدهد. هر کدام در دیگری همان لطفی را مییابد که سالها از دنیا میخواست و کمتر میدید. خانهشان زیباست، مهمانیهایشان دلپذیر و هیچکدام صدایش را بالا نمیبرد. دو باد پیشرو کنار هم پیوندی آرام و اجتماعی میسازند که از بیرون بیعیب به نظر میرسد. سایهی آن در درون است: تصمیمهایی که هیچکدام نمیگیرد، چون هر دو منتظرند دیگری انتخاب کند. هر دو از دعوا پرهیز میکنند و دلخوری پشت لبخند جمع میشود تا روزی که یکباره سر باز کند. هر کدام آنقدر در فکر رضایت دیگری است که خواستهی خودش را از یاد میبرد. این پیوند وقتی زنده میماند که هر دو گاهی بیسنجش بگویند چه میخواهند و کارهای کوچک را زود فیصله دهند تا بار بزرگ روی هم انباشته نشود. برای دو میزان، گفتن «نه» بیادبی نیست، صداقت است، و حقیقت از زیبایی رابطه نمیکاهد، به آن عمق میدهد.