دو فرزند زهره در دو عنصر؛ ثور زیبایی را لمس میکند و میزان آن را میسنجد، و هر دو باید زبان دیگری را از نو بیاموزند.
ثور · عنصرخاک
ثور · کیفیتثابت
ثور · سیارهٔ فرمانروازهره
میزان · عنصرباد
میزان · کیفیتپیشرو
میزان · سیارهٔ فرمانروازهره
چه چیزی آن دو را به هم میکشاند
زهره بر هر دو حکم میراند و از همین رو، زیبایی و آرامش و خوشسلیقگی زمین مشترکشان است. اما ثور زهره را در تن میزید و میزان در ذهن؛ یکی میخواهد داشته باشد و دیگری میخواهد تعادل برقرار کند. خاک ثابت و باد پیشرو شیوهی زندگی مشترکی ندارند و هر قدم را باید از هم بیاموزند. دو شکل از لطافت اینجا به هم رسیدهاند که وقتی یکدیگر را بفهمند، خانهای زیبا و آرام میسازند.
آنچه روان است
هنر، غذا، موسیقی، فضای زیبا؛ هر دو اینها را میفهمند و از آنها لذت میبرند. میزان لطافت اجتماعی را به زندگی ثور میآورد و ثور به میزان، زمین و اطمینان. هر دو از دعوا بیزارند و هر دو صلح را به پیروزی ترجیح میدهند. وقتی سلیقهها همسو شود، این دو خانهای میسازند که همه میخواهند مهمانش باشند.
کجا به هم میسایند
ثور تصمیم میگیرد و میماند؛ میزان تصمیم میگیرد و دوباره میسنجد. ثور این را بیثباتی میخواند و میزان لجاجت ثور را خشکی. میزان مهمان و گفتوگو میخواهد و ثور شب ساکت خانه را. وقتی هر دو از رودررویی میگریزند، گرهها زیر فرش میمانند. ثور از همین گرهها نرمش میآموزد و میزان، ایستادن پای یک انتخاب را.
در عشق
عاشقی این دو با زیبایی آغاز میشود. میزان با توجه، کلمهی درست و فضای زیبا عشق میورزد و ثور با حضور، لمس و وفاداری بیسروصدا. این پیوند با آیینهای مشترک لذت گرم میماند: شامی که با هم میچینند، سفری که با هم طرح میریزند. میزان باید ثبات ثور را هدیه ببیند و ثور باید اجتماعی بودن میزان را خیانت نشمارد.
هر یک چه باید بدهد
میزان باید وقتی چیزی را انتخاب کرد، پای آن بماند تا ثور زمین زیر پایش را حس کند. ثور باید بپذیرد که میزان برای تعادل به دیگران نیاز دارد و همراهش به جمع برود. هر دو باید حرف ناگفته را روی میز بگذارند، حتی اگر صلح لحظهای را به هم بزند.
مرد اردیبهشت و زن مهر (ثور و میزان)
مرد اردیبهشتی و زن مهرماهی هر دو فرزند زهرهاند و نخستین چیزی که در یکدیگر میبینند، زیبایی است. او شیفتهی ظرافت و خوشسلیقگی این زن میشود و زن میزان در او حضوری آرام و ذوقی زمینی مییابد که به دلش مینشیند. مرد ثور به او زمین و اطمینان میدهد؛ کسی که حرفش را عوض نمیکند. زن به زندگی او لطافت گفتوگو، مهمانی و نگاهی منصف میآورد. هر دو از دعوا بیزارند و صلح را به پیروزی ترجیح میدهند. گره از همین صلحطلبی هم میآید. مرد اردیبهشتی تصمیم میگیرد و میماند، و زن مهرماهی تصمیم میگیرد و دوباره میسنجد؛ او این را بیثباتی میخواند و زن، پافشاری او را خشکی. زن جمع و گفتوگو میخواهد و مرد شب ساکت خانه را. وقتی هر دو از رودررویی میگریزند، دلخوریها زیر فرش جمع میشوند. زهره در تن او و در ذهن این زن زندگی میکند، و هر دو باید زبان دیگری را از نو بیاموزند. پیوندشان زیبا و آرام میماند وقتی زن پای انتخابش بایستد تا او زمین زیر پایش را حس کند، و مرد همراهش به جمع برود. حرف ناگفته باید روی میز بیاید.
مرد مهر و زن اردیبهشت (میزان و ثور)
مرد مهرماهی با کلمهی درست، توجه و ذوقی که در جزئیات پیداست، دل میبرد. زن اردیبهشتی این ظرافت را دوست دارد و مرد در او زیباییای آرام و ثباتی میبیند که تردیدهایش را ساکت میکند. او به زندگی زن عاشقانگی، انصاف و هنر کنار آمدن با دیگران را هدیه میدهد؛ زن ثور به او زمین، وفاداری بیسروصدا و شبهایی گرم در خانه. شامی که با هم میچینند و سفری که با هم طرح میریزند، آیینهای این عشقاند. اصطکاک از دو ریتم میآید. مرد میزان دیر تصمیم میگیرد و باز میسنجد، و زن ثور وقتی تصمیم گرفت، از جایش تکان نمیخورد. مرد به جمع و مهمانی نیاز دارد و زن به خلوت خانه؛ دلبریهای اجتماعی مرد گاهی دل زن را ناآرام میکند. هر دو از گفتن ناخوشایندی طفره میروند و گرهها پنهان میمانند. زهره بر هر دو حکم میراند، در او با باد و در این زن با خاک. این پیوند وقتی محکم است که مرد مهرماهی پای یک انتخاب بماند و حرف ناگفته را بگوید، حتی اگر آرامش لحظه را بشکند، و زن اردیبهشتی اجتماعی بودن او را بیوفایی نشمارد.