میزان و دلو، دو باد که با هم به آینده فکر میکنند؛ یکی زیبایی را میخواهد و دیگری آزادی را، و هر دو به انصاف ایمان دارند.
میزان · عنصرباد
میزان · کیفیتپیشرو
میزان · سیارهٔ فرمانروازهره
دلو · عنصرباد
دلو · کیفیتثابت
دلو · سیارهٔ فرمانرواکیوان
چه چیزی آن دو را به هم میکشاند
زهرهی میزان لطف را میآورد و کیوانِ دلو اصول را؛ این دو زود میفهمند که دنیا را یکجور میبینند: جایی که باید عادلانهتر و زیباتر شود. میزان در دلو ذهنی میبیند که تردیدهایش را به ایده بدل میکند و دلو در میزان ظرافتی که ایدههایش را دوستداشتنی میکند. باد پیشرو و باد ثابت هر دو اجتماعیاند، هر دو فکری و هر دو از خشونت بیزار. دوستی فکریشان زمینی آماده است و عشق به آسانی در آن ریشه میگیرد.
آنچه روان است
گفتوگو تا صبح، دوستان مشترک، ایدههای بزرگ دربارهی دنیا؛ اینها خانهی مشترک آنهاست. میزان به دلو نرمی میدهد و دلو به میزان جرئت متفاوت بودن. کسی کسی را مالک نمیشود و این برای هر دو آسودگی است. زندگی اجتماعیشان پر است و خانهشان باز.
کجا به هم میسایند
میزان رابطه را میخواهد و دلو آزادی را؛ وقتی دلو فاصله میگیرد، میزان از ناهماهنگی میرنجد. دلو ثابت است و میزان میسنجد؛ دلو بیتصمیمی را خستهکننده میخواند و میزان لجاجت دلو را سرد. هر دو احساس را به ذهن میبرند و خانه خنک میشود. خانه وقتی گرم میماند که دلو کمی نزدیکتر بیاید و میزان کمی محکمتر بایستد.
در عشق
دوستی، گهوارهی این عشق است. دلو با وفاداری ذهنی و احترام به آزادی عشق میورزد و میزان با توجه و زیبایی و لطف. ایدهی مشترک و فضای آزاد این پیوند را سبک نگه میدارد. خطرشان خنکی است؛ گاهی میزان باید بیسنجش بگوید که دوستش دارد و دلو بینظریه بشنود.
هر یک چه باید بدهد
از دلو خواسته میشود که گاهی از دنیا پایین بیاید و به میزان نشان بدهد که در میان همه، او را برگزیده است. میزان باید به دلو فضا بدهد و فاصلهی او را بیمهری نخواند. انصاف بیگرما خانه نمیسازد، و هر دو باید این گرما را عمداً به خانه بیاورند.
مرد مهر و زن بهمن (میزان و دلو)
مرد مهرماه و زن بهمنماه زود میفهمند که جهان را با یک چشم میبینند: جایی که باید منصفتر و زیباتر شود. او با لطف و توجه دل میبرد و شبهایشان را با سلیقه میآراید؛ زن با ایده و صراحت و دوستیای بیقید، هر گفتوگو را به سفری فکری بدل میکند. مرد در او ذهنی مییابد که دودلیهایش را به فکر روشن تبدیل میکند و زن در او ظرافتی که ایدههایش را دلنشینتر میکند. زهرهی میزان لطف میآورد و کیوان دلو اصول؛ این مثلث بادی پیوندی سبک و اجتماعی میسازد که در آن هیچکدام مالک دیگری نیست. سایش وقتی است که زن دلو فاصله میگیرد و مرد میزان، که رابطه را مرکز زندگی میداند، خود را بیرون از دایره میبیند. او بارها میسنجد و زن این درنگ را خستهکننده مییابد؛ زن بر نظرش میماند و مرد این پافشاری را سرد. هر دو دل را به ذهن میسپارند و خانه کمکم خنک میشود. این پیوند وقتی گرم میماند که زن گاهی از جهان به خانه برگردد و نشان بدهد که از آن همه آدم، دلش پیش اوست، و مرد فاصلهی او را بیمهری نخواند.
مرد بهمن و زن مهر (دلو و میزان)
مرد بهمنماه با دوستی آغاز میکند و عشقش را با احترام به آزادی نشان میدهد؛ اهل تملک نیست و کسی را در قفس نمیخواهد. زن مهرماه با توجه و زیبایی و کلمهی بهجا دوست میدارد و هر جمعی را با حضورش دلپذیر میکند. زن در او جرئت متفاوت بودن را مییابد و مرد در او نرمیای که اصولش را انسانیتر میکند. کیوان و زهره، باد ثابت و باد پیشرو؛ هر دو اهل فکرند، هر دو از خشونت بیزار و انصاف برای هر دو مقدس است. گفتوگوهایشان تا سحر کش میآید و دوستان مشترکشان بسیارند. اصطکاک از خنکی برمیخیزد. مرد دلو سرگرم دنیا و ایدههایش میشود و زن میزان که هماهنگی میخواهد، از این دوری میرنجد. مرد بر رأیش پافشاری میکند و زن در سنجیدن میماند، و هیچکدام دلش را صاف و ساده نمیگوید. این پیوند وقتی گرم میشود که مرد گاهی بینظریه گوش بدهد و فاصله را کوتاه کند، و زن مهرش را بیدرنگ بر زبان بیاورد و پای خواستهاش بایستد. عدالتی که این دو به آن ایمان دارند، در خانه شکل مهربانی به خود میگیرد، اگر هر دو هر روز برایش وقت بگذارند.