عقرب و دلو، دو ثابت در دو جهان؛ یکی با تمام وجود میخواهد و دیگری با تمام ذهن، و هیچکدام از جایش تکان نمیخورد.
عقرب · عنصرآب
عقرب · کیفیتثابت
عقرب · سیارهٔ فرمانروابهرام
دلو · عنصرباد
دلو · کیفیتثابت
دلو · سیارهٔ فرمانرواکیوان
چه چیزی آن دو را به هم میکشاند
بهرام عقرب شدت است و کیوانِ دلو فاصله؛ این دو ثابت هر دو قاطعاند، هر دو اصولی و هر دو تکانناپذیر. عقرب در دلو ذهنی میبیند که از عمق نمیترسد و دلو در عقرب شدتی که نظریههایش را زنده میکند. آب ثابت یکی را میخواهد و باد ثابت همه را؛ آنچه آنها را به هم میکشد، احترام به قدرت و صداقت دیگری است. این مربع میدان دو اراده است؛ اگر به جای شکستن یکدیگر همپیمان شوند، چیزی تغییرناپذیر میسازند.
آنچه روان است
صداقت و شجاعت را هر دو بیقید دوست دارند. هیچکدام از حقیقت نمیترسد و هیچکدام تظاهر نمیکند. دلو به عقرب نشان میدهد که میشود از بالا هم به زخم نگاه کرد و عقرب به دلو نشان میدهد که زیر نظریهها، دلی هست. هر دو وفادارند، به شیوهی خودشان، و هر دو از آدمهای دورو بیزار.
کجا به هم میسایند
دلو با همه دوست است و عقرب فقط یکی را میخواهد؛ حسادت عقرب با آزادی دلو رودررو میشود و هیچکدام کوتاه نمیآید. دلو فاصله میگیرد و عقرب فاصله را خیانت میخواند؛ عقرب کنترل میخواهد و دلو از کنترل میگریزد. وقتی دعوا میشود، هر دو ساکت میشوند و هر دو حق را با خود میدانند، هفتهها. این قفل با دو کلید باز میشود: عقرب که کمی رها کند و دلو که کمی نزدیک بیاید.
در عشق
این عشق دیر از راه میرسد و راهش عجیب است. عقرب با تمام وجود و تملک دوست میدارد و دلو با وفاداری ذهنی و احترام به آزادی. عقرب باید اعتماد کند و دلو باید با حضورش آن اعتماد را بسازد. شبهایی که دلو از ذهن پایین میآید و عقرب دست از آزمون برمیدارد، این عشق به چیزی نادر بدل میشود.
هر یک چه باید بدهد
دلو باید به عقرب نشان بدهد که در میان همه، او را برگزیده و این را با حضور بگوید، نه با نظریه. عقرب باید آزادی دلو را خیانت نخواند و بدگمانی را بلند بگوید. دو ثابت فقط وقتی به هم میرسند که هر کدام یک قدم بردارد؛ هیچکدام نباید منتظر قدم دیگری بماند.
مرد آبان و زن بهمن (عقرب و دلو)
مرد آبانماه با تمام وجود میخواهد و زن بهمنماه با تمام ذهن. او یک نفر را میخواهد، کامل و بیشریک؛ زن دوستان بسیار دارد، ایدههای بسیار، و آزادیاش را به هیچ قیمتی نمیفروشد. مرد مجذوب ذهنی است که از هیچ ژرفایی نمیهراسد و زن مجذوب شدتی که نظریههایش را به زندگی واقعی میآورد. بهرام عقرب و کیوان دلو، آب ثابت و باد ثابت، هر دو قاطعاند و از جایشان تکان نمیخورند؛ در این مربع دو اراده روبهروی هم ایستادهاند. صداقت پلی است که هر دو از آن عبور میکنند و هیچکدام اهل تظاهر نیست. سایش از آزادی برمیخیزد. زن دلو با همه گرم است و حسادت مرد عقرب بیدار میشود؛ زن فاصله میگیرد و مرد آن را پشت کردن میخواند. او مهار میخواهد و زن از مهار میگریزد. در دعوا هر دو خاموش میشوند و هفتهها حق را با خود میدانند. گره وقتی باز میشود که مرد اندکی رها کند و بدگمانیاش را بیپرده بپرسد، و زن با حضورش، نه با توضیح، نشان بدهد که او را برگزیده است.
مرد بهمن و زن آبان (دلو و عقرب)
مرد بهمنماه با دوستی و ایده دل میبرد؛ نگاهش به آینده است و عشقش را با احترام به آزادی و وفاداری فکری نشان میدهد. زن آبانماه با شدت دوست میدارد، رازدار و تمامخواه، و تا ته چیزی را نبیند آرام نمیگیرد. زن دل به مردی میدهد که از ژرفای او نمیترسد و میتواند از بالا به زخمها نگاه کند، و مرد کنار او درمییابد که زیر هر نظریهاش دلی میتپد. کیوان و بهرام، دو نشانهی ثابت از باد و آب، هر دو اصولی و شجاعاند و دورویی را نمیبخشند. اگر نیروهایشان را رو به یک سو بگیرند، چیزی میسازند که هیچ طوفانی تکانش نمیدهد. اصطکاک وقتی است که مرد دلو در جمع و ایدههایش گم میشود و زن عقرب این دوری را بیوفایی میشمارد. زن مهار میخواهد و مرد هر قیدی را پس میزند؛ هر دو لجوجاند و سکوتشان طولانی. این پیوند وقتی گرم میشود که مرد از ذهن به دل بیاید و با بودنش، نه با تحلیل، نشان دهد که زن برایش یگانه است، و زن دست از آزمودن بردارد. پیشقدمی در این رابطه وظیفهی هر دو است، نه سهم یکی.