دو زایچه در کنار هم، و هوایی که میانشان است

صورت فلکی ثور

سازگاری متولدین اردیبهشت و آبان (برج ثور و عقرب)

نمره سازگاری

۶۵%

ثور و عقرب، دو سر یک محور؛ یکی آنچه را دارد نگه می‌دارد و دیگری آنچه را می‌خواهد، و هیچ‌کدام رها نمی‌کند.

ثور · عنصرخاک
ثور · کیفیتثابت
ثور · سیارهٔ فرمانروازهره
عقرب · عنصرآب
عقرب · کیفیتثابت
عقرب · سیارهٔ فرمانروابهرام

چه چیزی آن دو را به هم می‌کشاند

در دو سوی چرخ، دو ثابت نشسته‌اند که هر کدام چیزی را می‌خواهد که دیگری دارد: ثور آرامش سطح را و عقرب حقیقت عمق را. زهره‌ی ثور لمس را می‌شناسد و بهرام عقرب، شدت را؛ وقتی این دو به هم می‌رسند، کششی زاده می‌شود که کمتر جفتی تجربه‌اش می‌کند. خاک ثابت و آب ثابت هر دو وفادارند تا آخر و هر دو، رفتن را بلد نیستند. تملکی که هر دو با خود می‌آورند، اگر به اعتماد بدل شود، پیوندی ناشکستنی می‌سازد.

آنچه روان است

وفاداری میانشان بدیهی است و هیچ‌کدام نیازی به اثباتش ندارد. ثور به عقرب آرامش می‌دهد و عقرب به ثور عمق. در خلوت، این دو همدیگر را خوب می‌فهمند، چون هر دو با تن و سکوت حرف می‌زنند، نه با کلمه. پول، خانه و آینده را هر دو جدی می‌گیرند و با هم چیزی می‌سازند که می‌ماند.

کجا به هم می‌سایند

ثور می‌خواهد همه چیز ساده بماند و عقرب در ساده‌ترین چیز هم معنایی پنهان می‌بیند. حسادت عقرب با مالکیت ثور گره می‌خورد و هر دو خفه می‌شوند. وقتی دعوا می‌شود، ثور سنگ می‌شود و عقرب نیش می‌زند، و هیچ‌کدام اول عقب نمی‌کشد. این تقابل برای آن است که ثور بیاموزد زیر سطح هم زندگی هست و عقرب بیاموزد که هر سکوتی راز نیست.

در عشق

کشش این دو تن‌به‌تن و بی‌واسطه است. عقرب با تمام وجود و با شدتی که همه را می‌ترساند عشق می‌ورزد، و ثور تنها کسی است که از این شدت نمی‌ترسد. ثور با حضور و لمس پاسخ می‌دهد، آرام و مطمئن. دوام این عشق در گرو اعتماد است؛ عقرب باید باور کند و ثور باید گاهی لایه‌ای از خودش را نشان بدهد که معمولاً نشان نمی‌دهد.

هر یک چه باید بدهد

عقرب باید دست از آزمون‌های پنهان بردارد و به ثور که هرگز نرفته، اعتماد کند. ثور باید بپذیرد که عقرب به عمق نیاز دارد و گاهی از سطح آسوده‌اش بیرون بیاید. هر دو باید بدانند که مالکیت، عشق نیست؛ ماندن عشق است.

مرد اردیبهشت و زن آبان (ثور و عقرب)

مرد اردیبهشتی و زن آبانی در دو سوی یک محور نشسته‌اند و کششی میانشان است که کمتر جفتی تجربه‌اش می‌کند. زن عقرب با شدتی عشق می‌ورزد که بیشتر آدم‌ها را عقب می‌راند، و این مرد از آن شدت نمی‌ترسد؛ آرام و مطمئن، با حضور و لمس پاسخ می‌دهد. او به این زن ساحلی امن می‌دهد و زن به او عمقی که هرگز در سطح آسوده‌ی زندگی‌اش ندیده بود. هر دو وفادارند تا آخر و هیچ‌کدام رفتن را بلد نیست. گره آنجاست که مرد ثور می‌خواهد همه‌چیز ساده بماند و زن عقرب در ساده‌ترین جمله هم معنایی پنهان می‌جوید. حسادت او با میل مرد به داشتن گره می‌خورد و هر دو احساس خفگی می‌کنند. در دعوا، مرد سنگ می‌شود و زن نیش می‌زند، و هیچ‌کدام اول عقب نمی‌کشد. زهره و بهرام اینجا لمس و شدت را روبه‌روی هم نشانده‌اند. پیوندشان ناشکستنی می‌شود وقتی زن آبانی آزمون‌های پنهان را کنار بگذارد و به مردی که هرگز نرفته اعتماد کند، و مرد اردیبهشتی لایه‌ای از خودش را نشان بدهد که معمولاً پنهان می‌کند. درسشان این است که داشتن عشق نیست؛ ماندن عشق است.

مرد آبان و زن اردیبهشت (عقرب و ثور)

مرد آبانی کم می‌گوید و عمیق نگاه می‌کند، و زن اردیبهشتی با آرامشی که از آن نگاه نمی‌لرزد، پاسخ می‌دهد. کشش میانشان تن‌به‌تن و بی‌واسطه است؛ هر دو با تن و سکوت حرف می‌زنند، نه با کلمه. او در این زن زمینی می‌یابد که شدتش را در خود می‌گیرد و پس نمی‌زند، و زن در او وفاداری‌ای بی‌چون و چرا و ژرفایی که زندگی‌اش را از سطح به عمق می‌برد. مرد عقرب از زن ثور پاسداری می‌کند و زن به ذهن پرتلاطم او آرامش می‌دهد. اصطکاک از دو نوع داشتن می‌آید. مرد آبانی می‌خواهد همه‌چیز را بداند و هر سکوتی را راز می‌شمارد؛ زن اردیبهشتی از این کندوکاو خسته می‌شود و در خودش سفت‌تر می‌شود. لجاجت زن با اراده‌ی مرد روبه‌رو می‌شود و هیچ‌کدام کوتاه نمی‌آید، و دلخوری‌ها در سکوت سنگین‌تر می‌شوند. بهرام به این مرد ژرفا داده و زهره به این زن آرامش. عشقشان دوام می‌آورد وقتی مرد عقرب باور کند که سکوت زن پنهان‌کاری نیست، و زن ثور گاهی از سطح آسوده‌اش بیرون بیاید و به عمق او برود. داشتن، جای اعتماد را نمی‌گیرد.

از این جفت

ثور با همهٔ برج‌ها

عقرب با همهٔ برج‌ها