دو زایچه در کنار هم، و هوایی که میانشان است

صورت فلکی ثور

سازگاری متولدین اردیبهشت و بهمن (برج ثور و دلو)

نمره سازگاری

۴۷%

ثور و دلو، دو ثابت در دو جهان؛ یکی به زمین وفادار است و دیگری به آینده، و هیچ‌کدام از جایش تکان نمی‌خورد.

ثور · عنصرخاک
ثور · کیفیتثابت
ثور · سیارهٔ فرمانروازهره
دلو · عنصرباد
دلو · کیفیتثابت
دلو · سیارهٔ فرمانرواکیوان

چه چیزی آن دو را به هم می‌کشاند

ثور زهره را در تن زندگی می‌کند و دلو کیوان را در فکر؛ یکی لمس می‌خواهد و دیگری ایده. آنچه این دو را به هم می‌کشد، تحسین است: ثور از ذهن آزاد دلو شگفت‌زده می‌شود و دلو از آرامش بی‌تلاش ثور. خاک ثابت و باد ثابت هر دو پای عقیده‌شان می‌ایستند و هر دو وفادارند، اما به چیزهای متفاوت: ثور به آنچه هست و دلو به آنچه باید باشد. دو استواری‌اند که اگر به جای هل دادن، به هم تکیه کنند، تکان‌ناپذیر می‌شوند.

آنچه روان است

وفاداری اینجا دوطرفه است و هیچ‌کدام نیاز به اثباتش ندارد. دلو دیدی تازه به زندگی زمینی ثور می‌دهد و ثور به ایده‌های دلو، جسمی که در آن زندگی کنند. هر دو صادق‌اند و هر دو از بازی‌های عاطفی بیزار. دوستی عمیق پایه‌ی این پیوند است و سکوتشان بیشتر از حرف‌هایشان می‌گوید.

کجا به هم می‌سایند

دلو تغییر می‌خواهد و ثور همان را که هست. دلو با همه دوست است و ثور می‌خواهد دلو فقط از او باشد. وقتی ثور لمس می‌خواهد و دلو نظریه می‌دهد، زمین سرد می‌شود؛ وقتی دلو آزادی می‌خواهد و ثور دیوار می‌کشد، هوا تنگ. دو ثابت در دعوا هفته‌ها ساکت می‌مانند. هر بار که ثور فکری تازه را راه می‌دهد و دلو به تن اعتماد می‌کند، این مربع یک درجه نرم‌تر می‌شود.

در عشق

عشق میان این دو آهسته و عجیب می‌روید. دلو با وفاداری ذهنی و دوستی عشق می‌ورزد و ثور با لمس و حضور و پایداری؛ یکی خنک به نظر می‌رسد و دیگری ساکت، و هر دو عمیق‌تر از آن‌اند که به نظر می‌رسند. این پیوند بر پذیرش تفاوت بنا شده است: ثور باید عشق خنک دلو را باور کند و دلو باید گاهی بی‌کلمه، تنش را به تن ثور بسپارد.

هر یک چه باید بدهد

دلو باید گاهی از آینده پایین بیاید و در حال، کنار ثور بنشیند، بی‌نظریه. ثور باید بپذیرد که دلو به دنیایی بزرگ‌تر از خانه تعلق دارد و این تعلق، خیانت نیست. هر دو باید پیش از آنکه سکوت به سنگ بدل شود، قدم اول را بردارند.

مرد اردیبهشت و زن بهمن (ثور و دلو)

مرد اردیبهشتی به زمین وفادار است و زن بهمنی به آینده، و کشش میانشان از تحسین آغاز می‌شود. او از ذهن آزاد این زن شگفت‌زده است؛ زن از آرامش بی‌تلاش او، که با هیچ موجی نمی‌لرزد. مرد ثور به ایده‌های زن دلو جسمی می‌دهد که در آن زندگی کنند: خانه‌ای واقعی، برنامه‌ای عملی، حضوری که هر شب سر جایش است. زن در برابر، نگاهی تازه به زندگی زمینی او می‌آورد و نشانش می‌دهد که دنیا بزرگ‌تر از عادت‌هاست. گره آنجاست که زن بهمنی تغییر می‌خواهد و مرد همان را که هست. او با همه دوست است و مرد می‌خواهد فقط از آن او باشد. وقتی مرد لمس می‌خواهد و زن نظریه می‌دهد، زمین سرد می‌شود، و وقتی زن آزادی می‌خواهد و مرد دیوار می‌کشد، هوا تنگ. دو نشانه‌ی ثابت در دعوا هفته‌ها ساکت می‌مانند. زهره در تن او و کیوان در فکر این زن، دو استواری‌اند که باید به هم تکیه کنند، نه هل بدهند. عشقشان می‌روید وقتی مرد عشق خنک او را باور کند و تعلقش به جهانی بزرگ‌تر را خیانت نداند، و زن گاهی بی‌نظریه کنارش بنشیند.

مرد بهمن و زن اردیبهشت (دلو و ثور)

مرد بهمنی با فکرهایی می‌آید که کسی پیش از او نگفته و با دوستی‌ای که پیش از عشق شکل می‌گیرد. زن اردیبهشتی در برابر این ذهن کنجکاو می‌شود و مرد در آرامش و زیبایی بی‌ادعای او چیزی می‌یابد که فکرهای پرشتابش را زمین می‌گذارد. او به زن دیدی تازه، دوستی عمیق و وفاداری ذهنی می‌دهد؛ زن به او گرما، لمس و خانه‌ای که ایده‌هایش در آن جان می‌گیرند. اصطکاک از دمای عشق می‌آید. مرد دلو از فاصله دوست می‌دارد و زن ثور از نزدیک؛ خنکی او برای زن گاهی بی‌علاقگی به نظر می‌رسد. دوستان بسیار مرد و زمانی که با آن‌ها می‌گذراند، دل زن را ناآرام می‌کند، و برنامه‌های غیرمنتظره‌ی او با آهنگ آرام زن جور درنمی‌آید. هر دو سرسخت‌اند و هیچ‌کدام اول کوتاه نمی‌آید. کیوان به این مرد اصول داده و زهره به این زن حس؛ هر دو عمیق‌تر از آن‌اند که به نظر می‌رسند. این پیوند وقتی پایدار است که مرد بهمنی گاهی از آینده پایین بیاید و بی‌کلمه، با حضور و لمس، کنار او باشد، و زن اردیبهشتی بپذیرد که او به جهانی بزرگ‌تر از خانه تعلق دارد.

از این جفت

ثور با همهٔ برج‌ها

دلو با همهٔ برج‌ها