سازگاری متولدیناردیبهشت و اردیبهشت (برج ثور و ثور)
یک برج، دو بار
نمره سازگاری
۸۴%
دو ثور با هم باغی میکارند که آهسته و مطمئن رشد میکند؛ هیچکس عجله ندارد و هیچکس هم جایش را عوض نمیکند.
ثور · عنصرخاک
ثور · کیفیتثابت
ثور · سیارهٔ فرمانروازهره
چه چیزی آن دو را به هم میکشاند
زهره بر هر دو حکم میراند و از همین رو، لذت زبان مشترک آنهاست: غذای خوب، خانهی گرم، لمس آشنا. ثور در ثور همان چیزی را مییابد که از دنیا میخواهد، یعنی ثبات بینیاز از توضیح. دو خاک ثابت کنار هم پیوندی میسازند که دیر شکل میگیرد و دیرتر از هم میپاشد؛ وفاداریشان عمیق است و آهنگشان کند، و هر دو با همین آهنگ آسودهاند. پایداری دو ثور با هم دو برابر میشود و لجاجتشان هم.
آنچه روان است
روزمرگی برای این دو کسالت نیست، آرامش است. شام آرام، باغچه، هدیههای ملموس، شبهای تکراری که هیچکدام از تکرارش خسته نمیشود. هر دو پول را میفهمند، هر دو خانه را میسازند و هر دو میدانند که تعهد یعنی چه. اعتماد میان دو ثور بیکلمه برقرار میشود.
کجا به هم میسایند
دو ثابت، دو نظر، و هیچکدام کوتاه نمیآید. دعوای دو ثور کم پیش میآید اما وقتی پیش بیاید، هفتهها طول میکشد، چون هیچکدام اول عذرخواهی نمیکند. خطر دیگر رکود است: وقتی هر دو به راحتی چسبیدهاند، کسی نیست که پنجره را باز کند. کوتاه آمدن باختن نیست؛ این را دو ثور فقط از یکدیگر میتوانند یاد بگیرند.
در عشق
عشق میان دو ثور حسی، آهسته و وفادار است. جاذبه از آشنایی میآید؛ هر کدام در دیگری همان آسودگی را مییابد که در خانهی خودش. لطافتشان در لمس و در مراقبتهای مادی است، نه در حرفهای بزرگ. گاهبهگاه، یک تکان عمدی جانش را تازه میکند: سفری که برنامهریزی نشده، غذایی که هیچکدام نچشیدهاند.
هر یک چه باید بدهد
در دعوا، یکی از دو ثور باید زودتر یک قدم جلو بیاید، پیش از آنکه سکوت به دیوار بدل شود. ثور باید به ثور دیگر اجازهی تغییر بدهد و گاهی خودش آغازگر تغییر باشد. هر دو باید مراقب باشند که آسودگی به رخوت بدل نشود.
مرد اردیبهشت و زن اردیبهشت (ثور و ثور)
مرد اردیبهشتی و زن اردیبهشتی عجلهای برای عاشق شدن ندارند و درست به همین دلیل، وقتی عاشق میشوند، میمانند. او آهسته نزدیک میشود، با شامی که با حوصله تدارک دیده یا هدیهای که ماهها پیش انتخابش کرده است، و زن ثور این حوصله را بهتر از هر کس دیگری میفهمد. هر کدام در دیگری همان آسودگی را مییابد که در خانهی خودش دارد. مرد به او ثباتی میدهد که لازم نیست هر روز ثابتش کند، و زن به او زیبایی، لمس آشنا و گرمایی که خانه را خانه میکند. زهره بر هر دو حکم میراند، پس لذت، پول، خانه و تعهد را به یک زبان میفهمند. گره از همان جایی میآید که قدرتشان از آن است. دو نشانهی ثابت کنار هم کوتاه نمیآیند؛ دعوایشان کم پیش میآید، اما وقتی پیش بیاید، هفتهها در سکوت ادامه پیدا میکند، چون هیچکدام اول عذرخواهی نمیکند. خطر دیگر رخوت است، روزهایی که هیچکدام پنجره را باز نمیکند. این پیوند وقتی زنده میماند که یکی از آن دو، پیش از آنکه سکوت به دیوار بدل شود، قدم اول را بردارد و گاهبهگاه سفری بیبرنامه به آهنگ آرامشان تکانی تازه بدهد.