دو زایچه در کنار هم، و هوایی که میانشان است

صورت فلکی قوس

سازگاری متولدین آذر و آذر (برج قوس و قوس)

نمره سازگاری

۷۸%

دو تیر از یک کمان، رها شده به سوی یک افق: دو قوس با هم می‌خندند، می‌روند و هیچ‌کدام از پرسیدن دست نمی‌کشد.

قوس · عنصرآتش
قوس · کیفیتمتغیر
قوس · سیارهٔ فرمانروامشتری

چه چیزی آن دو را به هم می‌کشاند

مشتری بر هر دو فرمان می‌راند و افق، خانه‌ی این رابطه است. قوس در قوس کسی را می‌یابد که به سفر بله می‌گوید، که از حقیقت نمی‌ترسد و که هیچ‌وقت در خانه زندانی‌اش نمی‌کند. دو آتش متغیر با هم پیوندی آزاد، پرخنده و بی‌قرار می‌سازند؛ از بیرون دو دوست‌اند و از درون، دو جوینده‌ی یک معنا. ایمانشان به بزرگی زندگی مشترک است، و کنار هم سخاوتشان بیشتر می‌شود و بی‌ریشگی‌شان نیز.

آنچه روان است

سفر، بحث فلسفی، خنده‌ی بلند، بخشش بی‌حساب؛ در همه‌ی این‌ها هم‌نفس‌اند. هیچ‌کدام دیگری را محدود نمی‌کند و هیچ‌کدام از آزادی دیگری نمی‌ترسد. راست‌گویی هر دو بی‌ملاحظه است و هر دو این را دوست دارند. هر دو زود می‌بخشند و زود فراموش می‌کنند؛ دعوای ظهر تا شام تمام است.

کجا به هم می‌سایند

دو تیر در هوا، و هیچ‌کدام زمین را نگه نمی‌دارد. وعده‌ها فراموش می‌شوند، خانه خالی می‌ماند و تصمیم‌های عملی عقب می‌افتند. وقتی هر دو حوصله‌شان سر برود، هر دو می‌روند و کسی نمی‌ماند که در را باز نگه دارد. راست‌گویی بی‌ملاحظه‌ی هر دو گاهی زخم می‌زند. تیرها وقتی به هدف می‌نشینند که کسی کمان را نگه دارد؛ دو قوس باید نوبتی همان کس باشند.

در عشق

عشق دو قوس شبیه یک سفر طولانی است که هیچ‌کدام نمی‌خواهد تمام شود. هر کدام در دیگری بی‌قراری‌ای را می‌بیند که دیگران از آن گله داشتند، و همان را دوست می‌دارد. لطافتشان در همراهی است، نه در کلمات نرم. افق بعدی این عشق را به پیش می‌برد، و گاهی تصمیمی مشترک برای ماندن به آن ریشه می‌دهد.

هر یک چه باید بدهد

هر قوس باید دست‌کم یک وعده‌ی کوچک را نگه دارد و وقتی می‌رود، خبر بدهد. هر دو باید نقطه‌ای در نقشه داشته باشند که اسمش خانه است و هر دو به آن برمی‌گردند. ماندن هم می‌تواند ماجرا باشد، و دو قوس باید گاهی این ماجرا را با هم بیازمایند.

مرد آذر و زن آذر (قوس و قوس)

مرد آذرماه و زن آذرماه مثل دو مسافرند که در یک ایستگاه به هم برخورده‌اند و فهمیده‌اند مقصدشان یکی است. او شوخ و بی‌پرواست، به هر سفری «بله» می‌گوید و حرفش را بی‌پرده می‌زند؛ زن نیز همین‌طور است، و برای نخستین بار کسی را یافته که از آزادی‌اش نمی‌ترسد و او را در چهاردیواری حبس نمی‌کند. بی‌قراری‌ای که دیگران همیشه از آن شکایت داشتند، اینجا محبوب‌ترین ویژگی است. مشتری حاکم هر دو است و دو آتش متغیر کنار هم پیوندی می‌سازند پرخنده و سخاوتمند، با بحث‌هایی تا نیمه‌شب درباره‌ی معنای زندگی. دعوایشان زود تمام می‌شود و کینه‌ای نمی‌ماند. سایه‌ی این پیوند بی‌ریشگی است. وقتی هر دو در راه‌اند، کسی خانه را نگه نمی‌دارد؛ قول‌ها از یاد می‌روند و کارهای عملی عقب می‌افتند. صراحت بی‌ملاحظه‌ی هر دو گاهی زخمی می‌زند که خنده هم التیامش نمی‌دهد. این پیوند وقتی پایدار است که هر کدام دست‌کم یک قول کوچک را نگه دارد و پیش از رفتن خبر بدهد. هر دو باید به نوبت لنگر شوند تا دیگری بتواند پرواز کند. خانه‌ای که هر دو بعد از هر سفر به آن برگردند، به این آزادی معنا می‌دهد.

از این جفت

قوس با همهٔ برج‌ها