جوانی با کلاهی پَردار و جامهای پر از نقش سمندر در بیابانی خشک ایستاده و با شگفتی به سرِ چوبی مینگرد که جوانه زده است. پیشکار عصاها پیامآور آتش است: روحی کنجکاو و بیقرار که هر چیز تازه را امتحان میکند و خبر آغاز یک ماجرا را میآورد.
ایستادهکنجکاوی
ایستادهخبر هیجانانگیز
ایستادهشوق کشف
ایستادهایدهٔ نو
وارونهبیحوصلگی
وارونهشوق بیجهت
وارونهخبر ناامیدکننده
ایستاده
خبری هیجانانگیز یا ایدهای تازه در راه است. پیشکار عصاها از شوق کشف میگوید: چیزی توجهتان را جلب کرده و دلتان میخواهد امتحانش کنید. در چهرهٔ یک آدم، جوانی پرشور و رک است که وارد زندگیتان میشود. کنجکاویتان را دنبال کنید، از ناشیبودن نترسید و با یک آزمایش کوچک آغاز کنید. هنوز لازم نیست استاد باشید؛ کافی است مشتاق باشید.
وارونه
شوق هست و جهت نیست. هر روز ایدهای تازه دارید و هیچکدام را به جایی نمیرسانید، یا خبری که منتظرش بودید ناامیدتان کرده است. گاه از بیحوصلگی و بهانهجوییِ کودکانه میگوید. پیشکار عصاها در حالت وارونه میخواهد یکی از آن همه جرقه را برگزینید و تا شعلهورشدنش بمانید.
در عشق
آشنایی تازه و بازیگوشانه است: پیامهای پرشور، کششی که ناگهان پیدا میشود، کسی جواندل و ماجراجو. هنوز زود است از تعهد حرف بزنید؛ این مرحلهٔ کشف است. در رابطهٔ قدیمی، تازگی بیاورید: کاری نو با هم بکنید و شیطنت را به خانه برگردانید.
در کار
خبر خوب یا پیشنهادی تازه میرسد، یا خودتان میل دارید چیزی نو بیاموزید. شاگردی کنید، بپرسید، امتحان کنید. شور شما مسری است و درها را باز میکند، هرچند تجربهتان کم باشد. دربارهٔ پول، ایدههای تازه را بسنجید ولی پیش از آزمودن، همهچیز را روی آن نگذارید.
آری یا نه؟
بله. شوق شما برای آغاز این ماجرا کافی است؛ دست به آزمودنش بزنید.