پنج جوان با جامههای رنگارنگ چوبهایشان را به سوی هم بلند کردهاند؛ هر یک به سویی میزند و هیچ نظمی در کار نیست، اما کسی هم زخمی نشده است. پنج عصا کارت کشمکش و رقابت است: خواستههایی که به هم میخورند و صداهایی که هر کدام میخواهد بلندتر باشد.
ایستادهکشمکش
ایستادهرقابت
ایستادهاختلاف نظر
ایستادهآشفتگی
وارونهسازش
وارونهپرهیز از رویارویی
وارونهتنش فروخورده
ایستاده
میدانی شلوغ پیش روی شماست. پنج عصا از درگیریهای کوچک، رقابت و اختلاف نظر میگوید: چند نفر که هر یک حرف خود را میزند و هیچکس نمیشنود. این کشمکش ویرانگر نیست، ولی نیرو میبرد. رقابت شما را ورزیده میکند اگر بازی را منصفانه بکنید. موضعتان را روشن بگویید و هر بحثی را میدان جنگ نکنید.
وارونه
کشمکش یا فرو مینشیند یا به درون میرود. خسته از جدل، کوتاه میآیید و راه سازش پیدا میشود؛ این روی روشن آن است. روی دیگرش پرهیز از هر رویارویی است: حرفتان را فرو میخورید و تنش در سینه میماند. پنج عصای وارونه میخواهد بدانید کدام نبرد ارزش ایستادن دارد.
در عشق
بگومگوهای پیدرپی بر سر هیچ است، یا رقیبانی که بر سر یک دل چشموهمچشمی میکنند. شور هست، اما به شکل جرقه و اصطکاک. این کارت میگوید پشت این جدلها نیازی ناگفته نشسته است. بهجای بردنِ بحث، بپرسید هر یک واقعاً چه میخواهید.
در کار
رقابت تنگ است: چند نفر برای یک جایگاه، گروهی که هر عضوش ساز خود را میزند، جلسههایی پر از اختلاف. خودتان را نشان دهید ولی وارد بازیهای فرساینده نشوید. اگر مسئولید، قاعدهٔ روشن بگذارید. دربارهٔ پول، خواستههای ناسازگار را اولویتبندی کنید.
آری یا نه؟
نه. اکنون میدان پر از کشمکش است و این آشفتگی راه را بر خواستهٔ شما میبندد.