مردی با پوزخندی بر لب سه شمشیر را در دست گرفته و دو شمشیر دیگر بر زمین افتاده است؛ دو تن شکستخورده پشت به او به سوی دریا میروند و ابرهای پارهپاره آسمان را گرفتهاند. پنج شمشیر کارت بُردِ تلخ است: پیروزیای که به بهای احترام و پیوند به دست آمده.
ایستادهبُرد تلخ
ایستادهکشمکش
ایستادهغرور
ایستادهناجوانمردی
وارونهآشتی
وارونهکینهٔ مانده
وارونهپشیمانی
ایستاده
نبردی درگرفته که برندهاش هم میبازد. پنج شمشیر از کشمکشی میگوید که در آن کسی میخواهد به هر بها حرفش را پیش ببرد: جدلی تند، رقابتی ناجوانمردانه، بُردی که دیگران را تحقیر میکند. شما در این تصویر یا برندهاید یا یکی از آن دو که میروند. بپرسید این پیروزی به چه میارزد. گاه دلیری در آن است که شمشیر را زمین بگذارید و بروید.
وارونه
غبار نبرد مینشیند. از کشمکش خستهاید و میخواهید آشتی کنید، پوزش بخواهید یا دستکم دیگر ادامه ندهید؛ این روی نیکوی آن است. روی دیگرش کینهای است که پس از پایان دعوا میماند و زخم کهنه را باز نگه میدارد. پنج شمشیرِ وارونه میخواهد غرور را کنار بگذارید و آنچه را شکسته ترمیم کنید.
در عشق
دعواهایی است که هدفش بُردن است، نه فهمیدن. کلمات تیز، تحقیر، حقبهجانبی؛ یکی برنده میشود و رابطه میبازد. اگر همیشه شما کوتاه میآیید یا همیشه شما پیروزید، هر دو نشانهٔ ناسازی است. میان حقداشتن و نزدیکماندن، دومی را هم بسنجید.
در کار
فضای ناسالم رقابت است: همکارانی که زیر پای هم را خالی میکنند، بحثی که به دشمنی میکشد، یا موفقیتی که با لگدکردن دیگران به دست میآید. در این بازی وارد نشوید و مراقب پشتتان باشید. نبردهایتان را برگزینید. از معاملهای هم که یک طرف در آن فریب میخورد دوری کنید.
آری یا نه؟
نه. این راه به کشمکش و بُردی تلخ میرسد که به بهایش نمیارزد.