زنی سپیدپوش با چشمان بسته بر نیمکتی سنگی نشسته و دو شمشیر بلند را ضربدری بر سینه نگه داشته است؛ پشت سرش دریایی با صخرهها و هلال ماه در آسمان است. دو شمشیر کارت بنبستِ تصمیم است: دو راه هموزن، و دلی که برای ندیدن چشم بسته است.
ایستادهبنبست تصمیم
ایستادهدودلی
ایستادهآتشبس
ایستادهچشم بسته
وارونهشکستن بنبست
وارونهآشکارشدن
وارونهفشار دودلی
ایستاده
میان دو گزینه ماندهاید و هیچکدام را برنمیگزینید. دو شمشیر از آتشبسی شکننده میگوید: برای آنکه چیزی به هم نخورد، تصمیم را معلق نگه داشتهاید و چشمتان را بر بخشی از ماجرا بستهاید. این توازن نیرو میبرد و نمیماند. چشمبند را بردارید، آنچه را نمیخواهید ببینید نگاه کنید، و بگذارید در کنار عقل، دلتان هم حرف بزند.
وارونه
بنبست میشکند. یا سرانجام تصمیم میگیرید و آسوده میشوید، یا فشار دودلی چنان بالا میرود که دیگر تابش را ندارید. اطلاعاتی که پنهان بود آشکار میشود و ترازو را به یک سو خم میکند. دو شمشیرِ وارونه میگوید انتخابنکردن هم انتخاب است و بهایش را دارید میپردازید.
در عشق
دل سپر گرفته است. احساسی هست که نمیخواهید با آن روبهرو شوید، یا میان دو نفر و دو راه ماندهاید. رابطه در سکوتی محتاطانه ایستاده و هیچکدام حرف اصلی را نمیزنید. دفاع را پایین بیاورید و آنچه را حس میکنید به رسمیت بشناسید.
در کار
تصمیمی دشوار پیش روست و دلیلهای دو طرف برابر مینماید. میان دو همکار یا دو خواسته گیر کردهاید و بیطرفی دیگر جواب نمیدهد. اطلاعات بیشتر بخواهید و مهلتی برای خود بگذارید، سپس انتخاب کنید. در امور مالی، تا تصویر روشن نشده تعهدی نپذیرید.
آری یا نه؟
هنوز نه. چشم بر بخشی از ماجرا بسته است و تا آن را نبینید پاسخ روشن نمیشود.