کسی در دل شب بر تخت نشسته و چهره را در دستها پنهان کرده است؛ بر دیوار سیاه پشت سرش نه شمشیر، ردیف بر ردیف، آویخته و رواندازی با نقش گل سرخ بر پاهایش است. نه شمشیر کارت بیخوابی و دلهره است: فکرهایی که شبهنگام بزرگ میشوند و خواب را میرانند.
ایستادهدلهره
ایستادهبیخوابی
ایستادهنگرانی
ایستادهپشیمانی
وارونهآرامگرفتن
وارونهسپیدهٔ پس از شب
وارونهاضطراب پنهان
ایستاده
نگرانی خواب را از شما گرفته است. نه شمشیر از اضطراب، پشیمانی و فکرهایی میگوید که در تاریکی دور سرتان میچرخند و هر بار بدترین پایان را نشانتان میدهند. دردتان راست است، ولی شمشیرها بر دیوارند، نه در تن شما؛ بیشترِ آنچه میترساندتان هنوز رخ نداده. این بار را تنها نکشید. با کسی که به او اعتماد دارید حرف بزنید؛ دلهره در روشنایی کوچک میشود.
وارونه
شب به سپیده نزدیک میشود. دلهره فروکش میکند، میفهمید ترستان بزرگتر از خودِ ماجرا بوده و آرامآرام خواب به چشمتان بازمیگردد. روی دیگرش اضطرابی است که از شرم پنهانش کردهاید و در نهان ژرفتر شده است. نه شمشیرِ وارونه میخواهد سکوت را بشکنید و دست یاری را بگیرید.
در عشق
دلنگرانی است: ترس از ترکشدن، پشیمانی از حرفی یا کاری، فکرهای شبانه دربارهٔ اینکه او چه در سر دارد. این اضطراب بیش از خودِ رابطه شما را میآزارد. خیال را جای واقعیت ننشانید و آنچه را عذابتان میدهد با همراهتان یا دوستی امین در میان بگذارید.
در کار
فشار ذهنی از اندازه گذشته است: ترس از شکست، نگرانی از قضاوت، فکر کار که تا رختخواب میآید. بیشترِ این تصویرهای تیره ساختهٔ اضطراب است. نگرانیها را بنویسید و ببینید کدام واقعاً در اختیار شماست. نگرانیِ پول را هم بهجای دلشورهٔ شبانه، در روز روی کاغذ بیاورید.
آری یا نه؟
نه. اکنون دلهره بر شما چیره است و در این حال نباید تصمیم بگیرید.