مردی توانگر با جامهٔ سرخ ترازویی را در یک دست گرفته و با دست دیگر سکه در کف نیازمندی میریزد که پیش پایش زانو زده است؛ نیازمند دیگری چشمبهراه نوبت خود است. شش سکه کارت دهش و ستاندن است: بخششی که اندازه دارد، و پرسشی دربارهٔ اینکه قدرت دست کیست.
ایستادهبخشش
ایستادهیاری
ایستادهدادوستد منصفانه
ایستادهگشادهدستی
وارونهمنت
وارونهبدهی
وارونهترازوی نابرابر
ایستاده
جریان دادن و گرفتن به راه افتاده است. شش سکه از گشادهدستی میگوید: کمکی که میرسد، وامی که داده میشود، دانشی که قسمت میشود، یا خود شما که اکنون توان دستگیری دارید. امروز در یکی از این دو جایگاهید و هر دو آبرومند است. اگر دارید، بهانصاف ببخشید، و اگر نیاز دارید، بیشرم بپذیرید. ترازو یادآور میشود که بخشش نیز اندازه و عدالت میخواهد.
وارونه
ترازو کج شده است: بخششی که با منت همراه است، کمکی که وابسته میکند، بدهیای که سنگینی میکند، یا رابطهای که در آن همیشه یکی میدهد و یکی میگیرد. گاه شما بیش از توانتان میبخشید و خالی میمانید. شش سکهٔ وارونه میپرسد: این دادوستد آزادتان میکند یا وامدار؟
در عشق
مهربانی و دستودلبازی است: همراهی که حواسش به نیاز شماست و بیحساب محبت میکند. اما این کارت از توازن هم میپرسد. اگر همیشه یکی دهنده و دیگری گیرنده است، رابطه به دلسوزی یا وابستگی میلغزد. هم ببخشید و هم بخواهید، و محبت را ابزار برتری نکنید.
در کار
پشتیبانی میرسد: راهنمایی یک باتجربه، پاداشی منصفانه، کسی که به طرحتان باور دارد، یا خود شما که دست تازهکاری را میگیرید. دستمزدتان را منصفانه بخواهید و منصفانه بپردازید. در امور مالی، بخشی را برای بخشیدن کنار بگذارید و شرطهای هر وام و کمک را روشن بدانید.
آری یا نه؟
بله. یاری و گشادهدستی در کار است و آنچه لازم دارید بهانصاف به شما میرسد.