نقشِ ریگ
شانزده خط، چهار مادر، یک قاضی
هر سپیدهدم یک زایچه برای همه زده میشود و یک پرسش بر آن میایستد. اینجا میخوانید که کار چیست، از کجا آمده و نوبتِ خواننده چگونه است.
این کار چیست
نقشِ ریگ استخراج به شکلهاست. شانزده خط نقطه بیشمردن زده میشود؛ هر خط جفت یا طاق خوانده میشود و یک یا دو نقطه میگردد، و چهار مرتبه روی هم یک شکل میسازد. چهار شکلِ نخست مادراناند و باقی همه با قاعدهای ثابت از آنها بیرون میآید: دختران از مرتبههای مادران، نوادگان از جفتکردن، سپس دو شاهد، و از دو شاهد قاضی.
در لوکساریون هر بامداد یک زایچه زده میشود و همان زایچهٔ همهٔ خوانندگان است. یکی از بیستوچهار پرسش بر آن میایستد و قاضی شکلی است که پاسخ میدهد. پیش از آنکه نامش گشوده شود قاضی را میخوانید، واژهای را که حکم میدانید به او میدهید، و در ساعتِ گشایش حکمِ کارآزموده کنارِ حکمِ شما باز میشود. میتوانید برای پرسشی از آنِ خود شانزده خطِ خود را هم بزنید؛ آن زایچه تنها از آنِ شماست.
از کجا آمده است
کهنترین چیزِ تاریخدار که همهٔ این دستگاه را بر خود دارد اسبابی است برنجی به تاریخ ۶۳۹ هجری / ۱۲۴۱ میلادی، با امضای محمد بن ختلخ موصلی، که نامش او را از مردم موصل میشناساند، و امروز در موزهٔ بریتانیاست. بر گردانههایش شانزده شکل و شانزده خانه نام برده شده، و چهار خانه از آنها در احکام نجوم همتا ندارد: خانهٔ پرسنده، خانهٔ آنچه از آن پرسیدهاند، خانهٔ نتیجه، و خانهٔ عاقبتِ عاقبت.
قاعدهای که زایچه بر آن استوار است در سدهٔ سیزدهم میلادی به عربی اثبات میشد: شکلی که در خانهٔ پانزدهم مینشیند همیشه جفت است، و ابن محفوف برهانش را در دستنویسی در کتابخانهٔ بادلیان آورده است. ابن خلدون در مقدّمه شانزده خانه را وصف میکند و سپس خودِ این علم را رد میکند؛ کار پس از او شش سده دیگر نوشته و آموخته شد.
جدولِ فارسیِ این خانه از منبعِ فارسیِ خودش میآید، نه از ترجمهٔ عربی و نه از ترجمهٔ اروپایی: «اصطلاحات علم رمل» از ادیبالممالک فراهانی (۱۸۶۰–۱۹۱۷ میلادی)، هشت بخش و شصتودو بیت که شکلها، عنصرها، ستارهها، سعد و نحس و یک تسکینِ کاملِ شانزدهخانهای را به نظم میآورد. تفاوتش با عربی کوچک نیست: در فارسی یازده شکل از شانزدهتا بیش از یک عنصر دارند، و تسکینِ فارسی در هیچیک از شانزده خانه با تسکینِ عربی یکی نیست. هر زبان در لوکساریون جدولِ خودش را دارد.
چند خانهٔ این جدول عمداً خالی است. این منبع برای عنصرِ «جماعت» و برای سعد و نحسِ «اجتماع» چیزی نمیگوید، و دربارهٔ جفتِ «قبض» در دو بخشِ خود دو حرفِ ناهمسان میزند؛ پس سعد و نحس و ستارهٔ آن دو نیز نانوشته مانده است. جای خالی را از جدولِ زبانی دیگر پر نمیکنیم. نامِ «فرح» هم در سنّت فارسی از آنِ کوسج است، نه از آنِ عتبهٔ داخل؛ این را همین شعر در یک مصراع روشن میکند.
آنچه برای این صفحه خوانده شد
- ادیبالممالک فراهانی، «اصطلاحات علم رمل»، دیوان اشعار. هشت بخش و شصتودو بیت در شکلها، عنصرها، ستارهها، سعد و نحس، و تسکینِ شانزده خانه؛ جدولِ فارسیِ این خانه از همین میآید.
- امیلی سویج-اسمیت و ماریون اسمیت، «رمل اسلامی و اسبابی برای استخراج از سدهٔ سیزدهم» (اوندنا، ۱۹۸۰). اسبابِ موصلی در موزهٔ بریتانیا و بررسیِ دستنویسها.
- ابن خلدون، مقدّمه، باب یکم فصل ششم، به ترجمهٔ فرانتس روزنتال. شانزده خانه، و ردِّ خودِ او بر این علم.
- لغتنامهٔ دهخدا، مدخلِ «رمل». دستهبندیِ خماسی و سداسی و سباعی، و عنصرهای آتش و باد و آب و خاک.
چگونه خوانده میشود
شن را کنار بزنید
زایچهٔ امروز زیر شن است. انگشتتان را بکشید تا شکلها یکییکی بیرون بیایند؛ چهار مادر در سمت راستاند، همانجا که خواندن آغاز میشود. برای کسی که نخواهد بکشد، دکمهای هست که همه را یکباره آشکار میکند.
قاضی را پیش از نامش بخوانید
قاضی در پایینِ زایچه مینشیند. نامش پوشیده است و هر نشانی که او را بشناساند نیز پوشیده است: طبع و عنصر و ستارهاش. پس آنچه در دست دارید چهار مرتبه نقطه است و پرسشِ امروز.
واژهای به او بدهید
۵ واژه پیشِ رویتان گذاشته میشود و یکی از آنها حکمِ شماست. هیچکدام نامِ شکلی نیست، پس برگزیدن خواندن است نه بهیادآوردن. تا وقتی روز مُهر است میتوانید واژهتان را عوض کنید.
تا گشایش صبر کنید
ساعت ۱۲:۰۰ به وقتِ خودتان حکمِ کارآزموده کنارِ حکمِ شما گشوده میشود: نامِ قاضی، طبع و عنصر و ستارهاش، و خواندنِ آن شکل در خانهٔ پرسش. شانزده نام هم با آن آشکار میشود و میبینید دیگران چه واژهای برگزیدهاند.
نقشِ ریگِ خودتان را بزنید
پرسشی از آنِ خود برگزینید و با انگشت شانزده خط بکشید، بیآنکه بشمارید. مادران از آنچه دستتان ساخته برمیخیزند، زایچه از آنها بیرون میآید، و آن خواندن از آنِ شماست: کسی نمیبیندش و کسی بر آن حکم نمیکند.
دو حدّ که این کار نگاه میدارد: خانهٔ ششم خانهٔ توان و بار است و هرگز پزشکی خوانده نمیشود؛ خانهٔ هفتم خانهٔ پیوند و خصمِ آشکار است، و هیچ شکلی در آن ارادهٔ کسِ دیگر را نمیگرداند.
آنچه برای خواننده میماند
حکمِ امروز ۳ ستاره دارد، روزی یک بار. عوضکردنِ واژه پیش از گشایش آن را دوبار نمیآورد، و زدنِ نقشِ ریگِ خودتان ستارهای ندارد؛ آن از آنِ شماست و کاری نیست که مزد داشته باشد.
هر قاضیای که دیدهاید در دفتر نشانهها نوشته میشود و در روزِ خودش بازمیگردد تا بگویید چه شد. کار در همان بازگشت مینشیند، و بافتِ نشانههای پاسخدادهشده تنها شمارشِ این خانه است.


