طومار تعویذ؛ میان دعایی که خوانده میشود و نوشتهای که همراه میماند

نواری از نوشته که در محفظهای کوچک پیچیده میشود و کنار تن میماند. طومار تعویذ کلمات پناه را نزدیک نگه میدارد، و این نزدیکی خودِ کار آن است.
گاهی یاد یک شیء از شناختنش جلوتر است. محفظهٔ کوچکی را به یاد میآورید که در کشوی خانه بود. نمیدانید چه نوشتهای در آن بود و چه کسی فراهمش کرده بود؛ فقط میدانید که در آن خانه هیچکس با آن سرسری رفتار نمیکرد.
این محفظه ساختهٔ خیال است، و پرسشی که پیش میکشد در بسیاری از خانههای ما جای پا دارد: آنچه همراه آدم میماند، برای خوانده شدن است؟
طومار تعویذ از همینجا معنا میگیرد. نواری از نوشته در محفظهای کوچک جمع میشود؛ بیرونش اندک است و درونش طول دارد. کلمات پناه در آن کنار تن میمانند، و این نزدیکی کار اصلی آن است. طومار را از همین نزدیک شدن نوشته به زندگی میخوانیم: از کاغذ و پوست و محفظه تا حفاظتی که با خود میآورد و پیوندی که آدم نمیخواهد از خود دور کند.
دعا، تعویذ، طلسم، حرز
این چهار واژه در زبان ما کنار هم میآیند و هر کدام کار خودش را دارد. دعا سخنی است که رو به خدا گفته میشود، خوانده یا نوشته. در زبان روزمره نوشتهٔ حفاظتی را هم «دعا» مینامند و نویسندهاش را دعانویس.
تعویذ از «عوذ» میآید، یعنی پناه بردن: نوشتهای که پناهخواهی را با خود دارد و بر گردن آویخته یا بر بازو بسته میشود. طلسم با نقش و حرف و عدد و جدول کار میکند و به هنگامی بسته است که در آن ساخته میشود. و حرز یعنی نگاهبانی: نوشتهای که برای در امان ماندن همراه میبرند، چنانکه حرز امام جواد را اغلب بر پوست آهو مینویسند و در قابی نقرهای بر بازو میبندند یا به گردن میآویزند.
محمود امیدسالار در مدخلی که دربارهٔ تعویذ و افسون برای دانشنامهٔ ایرانیکا نوشته، گونههای گفتاری و نوشتاری این پناهجویی را در ایران گرد آورده است، و مدخل «دعانویسی» در همان دانشنامه به همین کار میپردازد.
کوچک در مشت، بلند در گشودن

طومار در حالت باز بلند است و در حالت بسته در جای اندکی مینشیند. طومار دعای ایرانیای که امروز در موزهٔ ملی هنر آسیایی اسمیتسونین نگهداری میشود، گشوده که شود ۶۸ سانتیمتر درازا دارد و ۴٫۵ سانتیمتر پهنا؛ و محفظهای که آن را در خود جا میدهد، تنها ۷٫۶ سانتیمتر درازا دارد. نوشتهای به بلندی یک بازوی گشاده، در قابی به اندازهٔ یک انگشت.
پس «کوچک» همیشه صفت درازای همهٔ نوار نیست. گاهی از ریزی خط میگوید، گاهی از محفظه و گاهی از تجربهٔ همراه بردن. نقشهای را به یاد بیاورید که روی میز گسترده است و در جیب تاخورده: یک سطح در دو اندازه زندگی میکند، یکی برای نگاه کردن و یکی برای همراه داشتن.
محفظه به نزدیکی شکل میدهد. مرز نوشته را میکشد، راه همراه بردنش را میسازد و آن را به تن کسی میبندد که نگهش میدارد. محفظهٔ ایرانی ششگوش است و از نقره، با سه حلقهٔ کوچک تا چون آویزی افقی آویخته شود.
سه شیء در دو موزه

محفظهٔ نقرهای و طومارش، با شمارهٔ S2018.6a-c در موزهٔ ملی هنر آسیایی، از ایران دورهٔ قاجار است. موزه آنها را به اواخر سدهٔ هجدهم یا اوایل سدهٔ نوزدهم میلادی نسبت میدهد، و نوشته، به گواهی سبکش، احتمالاً از حدود ۱۸۰۰ است. طومار بر پوستی نازک نوشته شده است، و در روزگاری که کاغذ رواج داشت، این کاری کمیاب بود. کتیبهٔ محفظه با آیتالکرسی (سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۵۵) آغاز میشود؛ بر طومار درون آن، مناجاتهایی رنگین کنار متن دعا آمده است، و طومار چون تعویذ همراه برده میشد. ارج این شیء در همین است که محفظه و طومار اصلیاش با هم ماندهاند؛ ظرف و متن هنوز هماناند که روزی بر تن کسی بودند.
موزهٔ متروپولیتن دو طومار کاغذی از مصر سدهٔ یازدهم میلادی دارد، روزگار فاطمیان. طومار 1978.546.34 به خط کوفی نوشته شده، بر کاغذی به اندازهٔ ۲۴٫۹ در ۷٫۹ سانتیمتر، و کلماتش از دفع چشمزخم و پناه بردن به قرآن میگویند. طومار 1978.546.32 را موزه به مصر نسبت میدهد و آن را چاپ قالبی ثبت کرده است؛ بر آن ستارهای ششپر نقش بسته که موزه مهر سلیمانش مینامد.
ظرافت خط گاهی گمان کار قلم را پیش میآورد، و چاپ و دستنویس هر کدام حکایت خود را دارند. طومار چاپی طرحی است که تکرار میشود: همان کلمات پناه، از یک قالب، برای دستهای بسیار. طومار دستنویس کار یک کاتب است برای یک تن. هر دو همان کلمات را همراه صاحبشان میکردند.
سه شیء از دو روزگار و دو سرزمین: کاغذ مصری و پوست ایرانی، قالب چاپ و قلم کاتب، کوفی سدهٔ یازدهم و خط حدود ۱۸۰۰. هر کدام صدای زمینهٔ خودش را دارد، و هر سه یک کار میکنند: سخن قدسی را به شکلی درمیآورند که بشود همراه برد.
کلمات پناه، مهر سلیمان، و دعایی که همراه میماند

کلمات پناه خودِ حفاظتاند. در طومار کوفی، پناه بردن به قرآن و دور کردن چشمزخم در متن نوشته شده است؛ کسی که آن را همراه داشت، این کلمات را به اذن خدا سپر خود داشت و محفظه آنها را کنار تنش نگه میداشت. چشمزخم و راههای در امان ماندن از آن، در فرهنگ ما قصهای دراز دارد که در چشمزخم، و آنچه از آن حفظ میکند آمده است.
ستارهٔ ششپر طومار چاپی، مهر سلیمان است، نقش نگین انگشتری که در قصههای ما دیو و پری را به فرمان سلیمان درمیآورد. نوشته و نقش بر یک سطح کنار هم نشستهاند و نام نقش، طومار را به سنت نگاهبانی پیوند میدهد.
بر محفظهٔ ایرانی، آیتالکرسی بیرون نشسته است، همان آیهای که برای پناه و نگهداری میخوانند، و متن دعا درون آن جای دارد. آیه بر مرز میان تن و دعای درون ایستاده است.
کلمه، نقش و محفظه سه راهاند به یک معنا. کلمه خدا را میخواند، نقش نشانی موروثی از نگاهبانی را با خود دارد، و محفظه نزدیکی را ممکن میکند. آنچه پیش از همه شما را به خود میکشد، پرسش شما را روشن میکند: کلمهای برای امیدتان، نشانی برای پیوندی عزیز، یا جایی نزدیک برای نیتی که میخواهید همراهتان بماند.
نوشتهای که بیآنکه خوانده شود حاضر است

ما عادت داریم نوشته را چیزی بدانیم که برای خوانده شدن است: بازش میکنیم و خبری میگیریم. نوشتهٔ قدسیای که همراه صاحبش میماند، با او نسبت دیگری دارد. موزهٔ اسمیتسونین دربارهٔ طومار ایرانی میگوید دعاهای آن برای این نبودند که یکییکی خوانده شوند؛ با هم، چون یک تعویذ کار میکنند.
عکسی که موزه منتشر کرده، طومار را برای بررسی گشوده نشان میدهد. صاحبش آن را بسته در محفظه داشت و بر خود میآویخت. پنهان، ریز و ناخوانا سه وصف جدا هستند: نوشتهای که خط به خطش خواناست، در محفظهای بسته از دید دور میماند و حضورش کارش را میکند.
کاغذ مصری و پوست ایرانی هر دو گسترده میشوند و بعد در فضایی اندک گرد میآیند. محفظه این دگرگونی اندازه را به نسبتی با تن بدل میکند، و موزهها در شرح این آثار از نوشتههای حفاظتی میگویند که نزدیک تن و درون محفظه همراه برده میشدند.
نوشتن و همراه داشتن دو گونه نزدیکی میسازند. متن باز لحظهای خواندن میخواهد؛ متن بسته حضورش را در جایی کوچک نگه میدارد. محفظهٔ ایرانی هم بیرونی دارد و درونی: آیه رو به جهان است و دعا نزدیک تن میماند.
این دو جا در زندگی ما هم هست. بخشی از نیت در روز پیداست و بخشی در حریم آدم میماند. گشودن طومار به معنایی میماند که اکنون برایش جا باز میکنید؛ پیچیدنش در محفظه، به چیزی عزیز که میخواهید نزدیک بماند. درازای گردآمده در جایی کوچک، فاصلهٔ میان همهٔ آنچه یک زندگی در خود دارد و آنچه به مرحلهٔ بعد میبریم را نشان میدهد.
وقتی شیء خانوادگی پرسش امروز میشود
همان محفظهٔ خیالی آغاز را کسی میان وسایل خانواده پیدا کرده است. یادش هست که با احترام نگهش میداشتند و دلیل دقیقش را نمیداند. آنچه در دست دارد دعای خانواده است که نزدیک نگه داشته شده: کسی آن را برای کسی نوشت یا گرفت، به نیت نگاه داشتن.
پرسش او دو شاخه دارد. شناختن خودِ شیء، یعنی خواندن متن و سنجیدن جنس و تاریخش، کار کارشناس نسخهٔ خطی یا فلزکاری است. شاخهٔ دیگر از آنِ خود اوست: چرا این پیدا شدن برایش مهم شده، چه حس پیوستگی یا مسئولیتی در او بیدار کرده، و آیا میل به حمایت یا نگه داشتن یاد کسی را در خود میبیند. چنین یافتهای گاهی عهدی را به یاد میآورد، گاهی پیوندی خانوادگی، و گاهی نیتی که آدم میخواهد در گذر از یک مرحله با خود نگه دارد.
اگر حضور این محفظه آرامش خانه را به هم زده، اگر از روزی که پیدا شده چیزی در خانه سنگین شده است، خوانش معنوی، که کارش کشف است، میبیند چه چیزی بهراستی آنجا در کار است، پیرامون خود او و خانهاش، و چه چیزی آن را برمیدارد.
پرسشهای رایج
طومار تعویذ همان حرز است؟
طومار شکل را میگوید: نواری که پیچیده میشود. حرز کار را میگوید: نگاه داشتن و در امان ماندن. طوماری که برای حفاظت نوشته شده و در محفظهای همراه برده میشود، هر دو نام را دارد.
همهٔ این نوشتهها دستنویساند؟
نه. متروپولیتن یکی از دو طومار مصری را چاپ قالبی ثبت کرده است. ریزی خط فن ساختن را معلوم نمیکند؛ شرح خودِ هر شیء آن را میگوید.
اگر آیهای درونش باشد، حفاظت میکند؟
کلمات پناه خودِ حفاظتاند؛ برای همین نوشته شدند و برای همین همراه برده شدند. آیهای که در طومار است، به اذن خدا همان کاری را میکند که برایش نوشته شده، و محفظه آن را کنار تن نگه میدارد.
از روی عکس میشود اصالت یک محفظهٔ کهن را شناخت؟
تاریخگذاری و سنجش اصالت یک محفظهٔ کهن کار کارشناس نسخههای خطی یا فلزکاری است که شیء را از نزدیک میبیند.
اگر محفظهای قدیمی پیدا کنم، پرسش معنوی من چیست؟
بپرسید این دعا را چه کسی و برای که نگه داشته بود، و پیدا شدنش امروز چه چیزی را در شما بیدار کرده است: عهدی، پیوندی خانوادگی، یا نیتی که میخواهید با خود نگه دارید.
طومار کوچک یعنی درازایش کم است؟
نه همیشه. طومار ایرانی اسمیتسونین ۶۸ سانتیمتر درازا دارد و در محفظهای ۷٫۶ سانتیمتری جا میگیرد. اندازهٔ باز طومار و اندازهٔ محفظه را کنار هم ببینید.
کلماتی که نزدیک میمانند
خواست نزدیک نگه داشتن کلمات پناه هنوز زنده است، و لوکساریون امروز نیز قطعهٔ معنوی آماده میکند: انگشتر، گردنبند، دستبند، آویز، یا قطعهای سفارشی که خودتان وصفش میکنید، هر کدام برای نیتی معین چون حفاظت یا تحصین. قطعهای که برای حفاظت آماده میشود همان نیت را با خود دارد؛ اثرش به اذن خداست و با تاریخ و موعد وعده داده نمیشود.
شصتوهشت سانتیمتر دعا در محفظهای به اندازهٔ یک انگشت: کلمات پناه برای همراه ماندن همینقدر جا میخواهند.
کتابخانه هنر را میآموزد. خوانش آن را بر تو میگشاید.
خوانش شخصیات را بگیر

