لوکساریون — راهنمایی با وقار، بینش بی‌شتاب

حافظ

غزل شمارهٔ ۲۳۲

بر سرِ آنم که گر ز دست برآیددست به‌کاری زنم که غصّه سرآیدخلوتِ دل نیست جایِ صحبتِ اَضداددیو چو بیرون رود فرشته درآیدحافظ · غزل شمارهٔ ۲۳۲

آنچه به شما می‌گوید

نشستن و غصه خوردن بس است؛ فالتان فرمان حرکت می‌دهد. همین امروز دست به کاری بزنید که این اندوه را تمام کند. نخست آن هم‌نشین ناجور را از خلوت دل بیرون کنید؛ دیو که رفت، فرشته درمی‌آید.

پس از فال

غزل شمارهٔ ۲۳۲: فال حافظ — لوکساریون