لوکساریون — راهنمایی با وقار، بینش بی‌شتاب

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۸۴

دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدندگِلِ آدم بسرشتَند و به پیمانه زدندساکنانِ حرمِ سِتر و عفافِ ملکوتبا منِ راه‌نشین، بادهٔ مستانه زدندآسمان بارِ امانت نتوانست کشیدقرعهٔ کار به نامِ منِ دیوانه زدندحافظ · غزل شمارهٔ ۱۸۴

آنچه به شما می‌گوید

باری که بر دوشتان گذاشته‌اند اتفاقی نیست. آسمان از کشیدنش سر باز زد و قرعه به نام شما افتاد، چون از عهده‌اش برمی‌آیید. خود را کوچک نشمارید؛ گل شما را با همین پیمانه سرشته‌اند.

پس از فال

غزل شمارهٔ ۱۸۴: فال حافظ — لوکساریون