لوکساریون — راهنمایی با وقار، بینش بی‌شتاب

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۵۲

در ازل پرتوِ حُسنت ز تجلی دَم زدعشق پیدا شد و آتش به همه عالم زدجلوه‌ای کرد رُخَت دید مَلَک عشق نداشتعینِ آتش شد از این غیرت و بر آدم زدحافظ · غزل شمارهٔ ۱۵۲

آنچه به شما می‌گوید

آتشی که در دل دارید از شما آغاز نشده است؛ از روز ازل بر جان آدمی زده‌اند و فرشته از آن بی‌بهره ماند. این سوز را عیب ندانید و خاموشش نکنید؛ شریف‌ترین چیزی که دارید همین است.

پس از فال

غزل شمارهٔ ۱۵۲: فال حافظ — لوکساریون