لوکساریون — راهنمایی با وقار، بینش بی‌شتاب

حافظ

غزل شمارهٔ ۱

اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْهاکه عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌هابه بویِ نافه‌ای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشایدز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دل‌هاحافظ · غزل شمارهٔ ۱

آنچه به شما می‌گوید

آنچه در آغاز آسان می‌نمود، اکنون گره خود را نشان داده است، و این رسم هر عشق راستین است. جام را از دست ساقی بگیرید و در میانهٔ راه پا پس نکشید؛ دشواری نشان عمق کار است، نه خطای شما.

پس از فال

غزل شمارهٔ ۱: فال حافظ — لوکساریون